نویسنده: سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی
ناشر: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
نوبت چاپ: اول 1388
شمارگان: 3000 نسخه
این اثر که به مناسبت سی امین سالگرد صدور فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین منتشر شده است، به بررسی نقش بسیج و بسیجیان در حوزه های مختلف اجتماعی می پردازد.
این کتاب مجموعه گفتارهایی از رئیس ستاد کل نیروهای مسلح را شامل می شود که تلاش دارد تفکر راهبردی بسیج را در موفقیت نظام اسلامی عرضه کند.
نقش بسیج در مساجد، بسیج در قرآن، بسیج و تولید علم، جوهر بسیج، مأموریت اصلی بسیج، بسیج طلبه و دانشجو، رشادت و شهادت در فرهنگ بسیج و... برخی از عنوانهای این اثر را در برمی گیرد.دکتر فیروزآبادی در بخشی از این کتاب، در تعریفی از بسیجی آورده است: بسیجی، فرد عاشق سر از پا نشناخته ای است که لحظه لحظه زندگی خویش را وقف اسلام و قرآن، ولایت و انقلاب اسلامی کرده است....
وی در خصوص تفکر بسیجی نیز می نویسد: تفکر بسیجی تعبیر بدیع از مکتب اسلام و آیین الهی تشیع است. این تفکر ویژگیهایی دارد که همان شاخصه های اسلام ناب محمدی و شاخصه های اسلام علوی و اسلام زهرایی و اسلام عاشورایی حسینی و زینبی است.
[ تگ ها : هویت ملی ]
+ نوشته شده در ساعت ٩:٢٦ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
افشای استقرار سامانه های موشکی آمریکا در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که رسانه های غربی از آن به عنوان آغازعملیات جدید آمریکا در منطقه برای جلوگیری از خطر فزاینده ایران یاد کرده اند، نشان می دهد راهبرد واشنگتن در تشدید فضای تنش با کشورمان دستخوش تغییراتی تازه شده است.
استقرار سامانه ها یا سپرهای موشکی آمریکا در منطقه خلیج فارس با هدف مقابله با آنچه تهدید توان نظامی و موشکی جمهوری اسلامی ایران نامیده شده، برای اولین بار است که رخ می دهد و از همین رو این اتفاق از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در گذشته تهدیدها و ساز و کارهای مختلف دیگری با رویکرد ضد ایرانی از سوی آمریکایی ها و دیگر کشورهای غربی در منطقه به کار گرفته شده است؛ به عنوان مثال نفس تشکیل شورای همکاری خلیج فارس بنا بر توصیه هنری کیسینجر چهره شاخص صهیونیست و وزیر خارجه اسبق آمریکا از جمله همین ساز و کارها و طرحها به شمار می رفت و هدف از آن نیز تنها مقابله با آنچه تهدید ایران علیه کشورهای منطقه نامیده می شد بوده است.
افزون بر این پروژه «ایران هراسی» آمریکا برای کشورهای عربی منطقه موجب شد بسیاری از پیمانهای امنیتی و نظامی میان کشورهای منطقه با آمریکا منعقد شود، تا از این رهگذر آمریکایی ها بتوانند پایگاه های خود را در کشورهای مختلف حاشیه خلیج فارس دایر نمایند، مانورهای نظامی مشترک متعددی در خلیج فارس برگزار کنند و از این ابزار برای اعمال فشار و تهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف بهره ببرند.
بنابراین، در بحث ماهیت هیچ تغییری در برنامه ایجاد تقابل میان کشورهای منطقه بویژه اعراب با ایران بوجود نیامده و از زمان تشکیل شورای همکاری خلیج فارس تا کنون بهانه ای که آمریکایی ها دائم برای اعراب علم کرده اند تهدید توان نظامی ایران بوده است، اما به نظر می رسد با تشدید اختلاف و مناقشه ما و غرب در حوزه های مختلف این موضوع نیز وارد مرحله تازه ای می شود و باید منتظر رخدادهای جدیدی در پروژه تحریکات منطقه ای آمریکا علیه خود باشیم.
با این وصف، اگر صحت این اخبار در مورد استقرار سامانه های موشکی آمریکا در کشورهای همسایه ایران تأیید شود، شرایط کاملاً متفاوت از گذشته خواهد بود و این یک تهدید مستقیم و آشکار و مغایر با مقررات و قوانین بین الملل و شرایط حسن همجواری کشورهای همسایه به شمار می رود و طبیعی است مسؤولیت پیامدها و بازتابهای آن بر روابط دو جانبه و مهم تر از آن هر اتفاق و رخداد ممکن و احتمالی از این ناحیه متوجه این کشورها خواهد بود و باید این نکته را یادآور شد که ایران اعلام کرده هر نقطه ای که از آن علیه کشورمان اقدام نظامی یا تجاوزی شکل گیرد، از نظر ایران منطقه متخاصم و در جنگ خواهد بود.
با این اتفاق باید گفت، کشورهای عربی منطقه بویژه قطر، بحرین و امارات بازی خطرناکی را شروع کرده اند که به نظر نمی رسد توان تحمل پیامدها و نتایج آن را در بلند مدت و حتی میان مدت داشته باشند.
به نظر می رسد، موقعیت ژئواستراتژیک ایران در منطقه و قدرت ممتاز و برجسته دفاعی آن که به عنوان دو ابزار مؤثر در سیاست خارجی کشورمان کاربرد دارند، برای برخی کشورهای منطقه همچون عربستان سعودی که داعیه رهبری منطقه و کشورهای عربی را دارند و با رشد هژمونی و عمق میدان نفوذ ایران موقعیت خود را در حال فرسایش می بینند، تحمل ناپذیر است، بنابراین سعی دارند به هر بهانه ای و با هر هزینه ای از حرکت رو به رشد ایران بکاهند.
یکی از روشهای توصیه شده آمریکا به کشورهای عربی منطقه، اعطای امتیاز ایجاد پایگاه به نیروهای آنها در حاشیه خلیج فارس و به تازگی استقرار سامانه های سپر موشکی نیروهای آمریکایی در این پایگاه هاست و هیچ شکی نیست که هدف این پایگاه ها تهدید ایران است.
کشورهای منطقه که میزبان نیروهای خارجی شده اند، باید هوشیارباشند که ایران در برابر هر تهدید و اقدام نظامی علیه خود بدون کمترین تردید و تعلل مقابله به مثل خواهد کرد و در این شرایط نیروهای عامل بیگانه تنها متضرر و البته بزرگترین زیان کننده نخواهند بود، بلکه این کشورهای میزبان آنها هستند که تاوانی سنگین و فراتر از توان خود را خواهند پرداخت. بنابر این اندکی عقلانیت سیاسی کافی است تا این کشورها ثابت کنند چنین خطایی را مرتکب نشده اند و تضمینهای لازم را به همسایه قدرتمند خود بدهند، در غیر این صورت رفتار و واکنش مقامهای کشورمان باید متناسب با این رفتار غیردوستانه و خارج از عرف حسن همجواری باشد و واکنشی متقابل و جدی به این مسأله نشان دهند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که آمریکایی ها از این مسأله استفاده ای دوگانه می کنند، یعنی هم بر روابط کشورهای منطقه با ما اثر می گذارند و هم از این ابزار استفاده تبلیغاتی و روانی می کنند.
این خبر در شرایطی توسط رسانه های غربی منتشر می شود که کشورهای منطقه پیشتر بارها اعلام کرده اند اجازه نخواهند داد از خاک آنها علیه ایران اقدامی صورت گیرد، ازسوی دیگر آمریکا در متزلزل ترین دوران سیاسی خود پس از جنگ جهانی دوم به سر می برد و همزمان چالش هسته ای میان این کشور و ایران رو به فزونی گذاشته و برای آن باید هزینه گزافی را بپردازند، بنابراین انتشار این گونه خبرها بیش از آنکه اهمیت نظامی و عملیاتی داشته باشد، کاربرد جنگ روانی دارد، با وجود این، چنین چیزی مانع از واکنش و برخورد قاطعانه و واکنش سریع و تند کشورمان نیست.
[ تگ ها : هویت ملی ، امنیت اجتماعی ]
+ نوشته شده در ساعت ٩:٤۱ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
ادوارد شوارد نادزه وزیر خارجه شوروی سابق و رئیس جمهوری پیشین گرجستان،
در آیین رونمایی از ترجمه فارسی کتاب خاطرات خود، با اشاره به دیدار تاریخی که با امام خمینی(ره) داشته، این ملاقات را به عنوان واقعه ای مهم در زندگی سیاسی خود توصیف کرد.
به گزارش سایت اطلاع رسانی جماران، ادوارد شوارد نادزه وزیر خارجه شوروی سابق و رئیس جمهوری پیشین گرجستان، با اشاره به دیدار تاریخی که با امام خمینی(ره) داشته، این ملاقات را به عنوان واقعه ای مهم در زندگی سیاسی خود توصیف کرد.
شوارد نادزه از ملاقات خود با حضرت امام خمینی(ره) به عنوان یک واقعه تاریخی در طول دوران زندگی سیاسی خود یاد کرد و از اینکه توانسته به عنوان یک سیاستمدار با حضرت امام(ره) ملاقات داشته باشد، اظهار خوشحالی کرد و امام خمینی را رهبری بزرگ و تأثیرگذار توصیف نمود.
ادوارد شوارد نادزه در پی ارسال پیام تاریخی امام خمینی(ره) به گورباچف، صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی سابق، پاسخ وی را به حضور امام خمینی تقدیم کرده بود.
[ تگ ها : هویت ملی ]
+ نوشته شده در ساعت ٩:٢۳ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
بسم ا... الرحمن الرحیم 
در این موقع که پس از چهار ماه توقف پرحادثه در خاک فرانسه، برای خدمت به وطنم می خواهم اینجا را ترک کنم، لازم می دانم از دولت فرانسه که وسایل امنیت و آزادی بیان را برای اینجانب مهیا نمود و از اهالی محترم که با حس انسان دوستی علاقه خود را به آزادی و استقلال کشور ایران اظهار داشتند تشکر کنم. امید است مهمان نوازی دولت و ملت فرانسه و حس آزادیخواهی آنان را فراموش نکنم و از زحماتی که به همسایگان و اهالی نوفل لوشاتو دادم معذرت می خواهم. امید است احترامات اینجانب را بپذیرند.
روح ا... الموسوی الخمینی./ منبع: صحیفه امام، ج 6 ، ص 6
[ تگ ها : خاطرات ]
+ نوشته شده در ساعت ٩:٢٢ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
آیة ا... سید محمد سجادی به همراه دیگر روحانیونی که در زمان حضور بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در عراق، نمی توانستند در

ایران بمانند، به شهر نجف کوچ کرده و در آنجا مجموعه ای به نام «روحانیون مبارز خارج از کشور» را تشکیل داده و در کنار فعالیتهای سیاسی، در کلاسهای درس آیة ا... سید مصطفی خمینی (ره) نیز شرکت می کرد.
سالروز ورود حضرت امام خمینی (ره) به ایران و آغاز جشنهای ویژه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، بهانه ای شد تا با مرور خاطرات یار دیرین مبارزات امام امت همراه شویم...

آشنایی با امام امت
آیة ا... سید محمد سجادی که افتخار حضور در رکاب بزرگ مرد تاریخ ایران را در کارنامه فعالیتهای اجتماعی و سیاسی خود دارد، درباره نحوه آشنایی خود با اندیشه ها و شخصیت حضرت امام خمینی (ره) می گوید: من در ابتدای نهضت در اصفهان بودم. سخنرانی حضرت امام (ره) در رابطه با کاپیتولاسیون را که اولین سخنرانی ایشان بود، شنیدم. آن سخنرانی به گونه ای بود که همه آزادیخواهان را جذب کرد.
در واقع، این جذبه زمینه ساز آشنایی ام با تفکرات امام راحل شد تا اینکه حضرت امام به ترکیه و عراق تبعید شدند. این اتفاق مصادف شد با مهاجرت من از حوزه علمیه اصفهان به قم. وی می افزاید: با توجه به فعالیتهای سیاسی که داشتم، تحت تعقیب قرار گرفتم و
[ تگ ها : هویت ملی ]
+ نوشته شده در ساعت ٩:۱٧ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
فریدون مولایی دوران سربازی خود را در لشکر 77 پیروز خراسان (ثامن الائمه(ع)) گذرانده است. او هنگام جنگ کردستان به آن جا منتقل و با هجوم دشمن بعثی به خاک میهنمان
، عازم جبهه های جنوب می شود، و در منطقه ابوغریب به اسارت دشمن در می آید.
مولایی خاطرات زیادی از دوران دفاع مقدس دارد. هم خوب خاطره تعریف می کند و هم خوب می نویسد !و اکنون مشغول کار نجاری است. از مولایی خواستیم خاطرات خود را برایمان بنویسد و این گوشه ای از انبوه خاطرات جانباز آزاده فریدون مولایی است.
***
وقتی گفتین خاطرات خودتان را بیان کنین چون داره به فراموشی سپرده می شه رفتم تو فکر؛ راست می گفتی، انگار تمام خاطرات تلخ و شیرین اون زمان را داریم از یاد می بریم. برای چند لحظه رفتم تو حال وهوای اردوگاه «رمادیه»، «کمپ تکریت» به یاد اون کسانی که زیر شکنجه و ضرب و شتم جون دادن و جسم نحیف و ضعیفشان را غریبانه به خاک سپردیم. به یاد اون کسانی که در اثر ضربه های کابل و چماق معلول شدن، به یاد بچه هایی که بعد از آزادی بعضی هاشون تحصیل کردن و تا دکترا رسیدن و بچه هایی که با چندرغاز مستمری و بعضاً با گرفتن وام در کارگاهی کوچک یا زمین کشاروزی و ... برای امرار معاش خود عاشقانه کار می کنن. هر چند با رنج و زحمت بسیار و...
پس می نویسم تا شرمنده هم رزمهایم نباشم. می نویسم تا ادای دین کرده باشم به اسرایی که زیر شکنجه های سخت به شهادت رسیدند.
[ تگ ها : خاطرات ]
+ نوشته شده در ساعت ۳:٠۳ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
چند ماه از جنگ گذشته بود محل مأموریت ما شهر آبادان بود، آن روزها من به عنوان پرستار در بیمارستان شهرک نفت دل به خدمت سپرده بودم. روزگار سختی بود، یعنی دشمن با تمام نیرو و توانش ت
لاش می کرد که مقاومت آبادان را بشکند و برای خود جشن فتح و پیروزی بگیرد. اما با ابزار و ادوات نظامی اش زمینگیر شده بود. آبادان به همت مردانی که به فرمان امام(ره) لبیک گفته بود مثل سرو بلندی ایستاده بود.
به یاد دارم وقتی که خرمشهر اشغال شد کار در آبادان سخت تر شد، دشمن جسور شده بود. پاتکهای پی در پی می زد پاتکها و حمله ها بر سر سختی و ایستادگی ما می افزود، اما بی تلفات هم نبود.
مصیبت ما زمانی بود که مجروح می آوردند اما دستمان از دارو و ابزار جراحی کوتاه بود.
خیلی سخت بود، وقتی می دیدی مجروحی را آورده اند و او جلوی چشمان تو بال بال می زند و جان می دهد، و از دست تو کاری برنمی آید آن وقت بود که صدبار می مردی و زنده می شدی. بگذار یک خاطره از خاطره هایی که روی دلم اثر گذاشته، برای شما بازگو کنم؛ شاید عمق لحظه های مصیبت ما را درک کنید و عرفان آن لحظه ها را دریابید.
اوایل دی ماه سال 1359 بود. دشمن پاتک سنگینی زد - مجروحان زیادی را آوردند. بیمارستان شرکت نفت پر از مجروح بود که نحوه رسیدگی به هر یک از آنها یک خاطره است. یکی از مجروحان شانزده سال بیشتر نداشت (از مشهد آمده بود) ترکش تمام پشتش را دریده بود و شاید باورتان نشود که از شکافی که در پشتش ایجاد شده بود، تپش قلبش رؤیت می شد. او را بردیم اتاق عمل. تیم پزشکی تمام همت خود را به کار گرفتند که او را نجات دهد، اما امکانات لازم در اختیارمان نبود. بیمار هم به علت خونریزی زیاد در حالت نیمه بیهوشی به سر می برد و در همان حال داشت عشقش را فریاد می کرد؛ یعنی روی لبش ورد یا حسین یا حسین(ع) نشسته بود. ما اشک می ریختیم و صفا و پاکی اش را تحسین می کردیم، ما می خواستیم با تمام نداشته های خود معجزه کنیم و هر طور هست او را نجات دهیم، چندین بار در طول عمل، قلبش از تپش ایستاد و دکترها آن را به کار انداخته و به مقاومت واداشتند، ولی افسوس که با همه تلاشها و فداکاریهایی که صورت گرفت، کبوتر روح آن مجروح تا بام افلاک پر کشید و تن خاکی و جسم ترکش خورده اش بر خاک ماند و قشنگ ترین تابلو که نمادی از عشق و عاشقی بود، روی صورتش نشست. انگار داشت پرواز فرشته ها را می دید و می خندید. در حالی که داشتیم او را از اتاق عمل بیرون می بردیم تا به سردخانه انتقالش دهیم، جوانی را دیدیم که جلوی در اتاق عمل ایستاده و در انتظار بود که بداند آیا عمل دوستش رضایت بخش بوده است یا خیر؛ ما نمی دانستیم چگونه به او بگوئیم که دوستش پرکشیده و آسمانی شده است، اما انگار خودش می دانست که رفیق همراهش شهید شده. گفتم شاید از زخم عمیق او به چنین نتیجه ای رسیده است، اما فهمیدیم که مطلب چیز دیگری است؛ او می گفت: دیشت که تقسیم شدیم، دوستم به من گفت: فردا روز رقص در خون است و من شهید می شوم و با لبخندم روح به پرواز درآمده ام را بدرقه می کنم!
ما شهید را به سردخانه انتقال دادیم تا در موقع مناسب او را غسل دهند و کفن کنند و به شهر و دیارش (مشهد) بفرستند. اما در سردخانه وقتی جسم پاکش را بلند کردیم تا درون صندوق سردخانه بگذاریم، دیدیم که خون شهید که در سراسر برانکارد پخش و لخته شده بود، به حالتی خاص شکل گرفته است و واژه ای مقدس جلوه گری می کرد! انگار خداوند خطاطی را مأمور کرده بود که به زیباترین شکل بنویسد «ا... اکبر» و ما با دیدن آن خون که به شکل «ا... اکبر» درآمده بود، ناخواسته چندین بار و به صورت بلند آن را تکرار کردیم و افراد زیادی آمدند و دیدند و اشک ریختند. این صحنه روی قلب ما یک اثر زمانی گذاشت و آن را نماد پاکی و معنویت شهید تلقی کردیم و احساس کردیم که خدا در ذره ذره وجود شهید حضور دارد و آرزو کردیم ای کاش ما هم مرگی داشته باشیم که بزرگی خدا در آن معنی شود و نام حسین، فاطمه(س) ورد زبانمان باشد.
* محمد صادقی سرایانی / به نقل از خانم کبری نریمانی از تهران
[ تگ ها : خاطرات ]
+ نوشته شده در ساعت ٢:٤۱ ب.ظ توسط رسول گلی زاده







