ج
ج
امکانات و ابزارها


آرشیو

وبلاگ ما را به زبان دلخواه خود ببینید
جستجو کنید


در وبلاگ
در كل اينترنت



آمار
نظر سنجی
پایگاه ها
پیوندهای روزانه



موضوعات وبلاگ
مشخصات وبلاگ

مدير وبلاگ :  طراح قالب :
 
قالب سازی آنلاین

 آدرسهای دیگراین وبلاگ:
 
http://http://bsm.zim.ir/  
http:// BSSM.SUB.IR /  http:// bssm.orq.ir/ Powered by
bsm.ibsblog.ir

لوگودونی

پشتيباني
مسائل امنیت ملى

در زمینه «امنیت ملى‏» پرسش‏هاى فراوانى به چشم مى‏خورد که‏محققان دلسوز و پرتلاش مى‏توانند با روشنگرى و تعیین چند و چون‏آن، برنامه ریزان و مسوولان اجرایى را یارى دهند. براستى امنیت چیست؟ ابعاد و انواع امنیت و نا امنى کدام است؟ امنیت ملى با امنیت منطقه‏اى و بین المللى چه نسبتى دارد؟ مبانى امنیت ملى چیست؟ آفات و آسیب‏هاى امنیت ملى چگونه پدید مى‏آید؟ «امنیت‏» حق عمومى است، یا به افراد، احزاب و گروهى خاص‏تعلق دارد؟ امنیت چه کسانى با امنیت ملى سازگارى ندارد؟ «امنیت ملى‏» ما از کدام مبدا داخلى یا خارجى تهدید مى‏شود؟ نا امنى احتمالى چهره نظامى دارد، یا در شرایط کنونى کشوررنگ سیاسى، فرهنگى و اقتصادى به خود مى‏گیرد؟ وظیفه و نقش مسوولان، مردم و نهادهاى اثرگذار مهم جامعه ماننددولت، مجلس، روحانیت، قوه قضائیه، رسانه‏ها و نیروهاى نظامى وانتظامى در برابر فعالیت‏هاى ضد «امنیت ملى‏» چیست؟ معیار و میزان تشخیص اقدام ضد امنیتى کدام است و مسوولان‏تشخیص آن چه کسانى هستند؟رابطه ایمان و امنیت چیست؟ عدالت‏با امنیت چه رابطه‏اى دارد؟نسبت امنیت و خشونت چیست؟

مسائل فوق فهرستى مختصر از صدها پرسش اساسى در قلمرو و مباحث‏«امنیت ملى‏» است که در این مقاله تنها به چند مورد آن اشاره‏مى‏شود.

مبانى امنیت ملى

امنیت‏خواست فطرى عموم انسانها و نیاز فراگیر جامع بشرى است. امنیت‏با زندگى انسانها پیوند ناگسستنى دارد. بطورى که اگرمجموع تلاشهاى بشر را به دو بخش مهم تقسیم کنیم، نیمى ازکوشش‏هاى جامعه بشرى براى تامین امنیت فردى و اجتماعى است.پاسدارى از «داشته‏ها» و تامین «خواسته‏ها» دو عامل مهم تلاش‏و تکاپو در سراسر جوامع انسانى و در همه ابعاد زندگى است.«بیم و امید» دو موتور محرک انسانهاست.

انسان در برابر هجوم امواج بیم و خطر و آفات و آسیب‏ها وادى‏«سلامت‏» ، «امنیت‏» و «سعادت‏» را مى‏جوید و در برابر امواج‏آزمندى و راحت‏طلبى و فزون‏طلبى، قله‏هاى رفاه و لذت و اقتدار راجستجو مى‏کند. انسان از هر چه بیم دارد مى‏گریزد و به هر چه عشق‏دارد مى‏آویزد.

و همین دو نیروى «جاذبه و دافعه‏» بیم و امید میزان‏حرکت، قدرتت، سرعت، جهت و تکاپوى فرد و جامعه را تعیین مى‏کند.

البته از دیدگاه معارف قرآن و اهل‏بیت(ع)تا انسان به حرم قدسى‏«توحید و ایمان‏» وارد نشود، سیماى زیباى «امنیت‏» را نخواهددید و تا قله «قناعت و توکل‏» را فتح نکند شاهد رعناى‏«اقتدار و بى نیازى‏» را در آغوش نخواهد کشید.

در همه کشورها، علاوه بر تلاشهاى فکرى، فرهنگى و ترویج مبانى‏امنیت، نهادها و موسساتى براى حفاظت و پاسدارى از امنیت مردم‏وجود دارد و در کشور ما هم راس مسوولیت‏ها و اهداف تاسیس‏نهادهاى امنیتى و نظامى و انتظامى، پاسدارى از جان، مال، عرض وآبرو و حقوق خدا دادى و طبیعى مردم است.

از آنجا که بسیارى دولتهاى جهان با شیوه استبدادى و وابسته واستعمارى روى کار آمده و بر مردم سلطه یافته‏اند، معمولا نهادهاى‏نظامى و انتظامى آنان در خدمت امنیت دولت هاست ولى به بهانه‏حفظ جان و مال و آبرو و حقوق مردم از اموال عمومى حمایت وپشتیبانى مى‏شود.

کشتار، ترور، آدم ربایى، سرقت و غارت، تهدید و ارعاب، تهمت وتوهین و هتک حیثیت و ترور شخصیت، شیوه‏هاى گوناگونى نقض «امنیت‏فرد و جامعه‏» است.

هر اقدامى که آرامش و آسایش جسمى روحى و آزادى‏هاى مشروع وطبیعى افراد را سلب کند یا اقدامى ضد «امنیت‏» است و اگر این‏کار در سطح ملى و کلان صورت گیرد اقدامى «ضد امنیت ملى‏» خواهدبود.

زندگى در سایه و همسایگى یکدیگر نیاز به پذیرش مبانى ومقررات مشترک و مورد وفاق دارد.

و کسانى که اندیشه‏ها و مقررات و رهبرى مورد توافقى ندارند،هرگز نمى‏توانند جامعه واحدى را تشکیل دهند. در جامعه اسلامى‏مردم عقاید و قوانین و رهبرى واحدى را پذیرفته‏اند. و زندگى درسایه توحید و حق قانونگذارى خدا و قوانین قرآن و رهبرى الهى‏فقیه عادل را برگزیده‏اند. و در غم و شادى یکدیگر و رنج وراحت هم خویش را سهیم مى‏دانند و جان و مال و آبرو و آزادى‏هاى‏یکدیگر را محترم و مقدس مى‏شمارند و نه تنها انسان را گرگ انسان‏نمى‏دانند. بلکه مسلمان را کسى مى‏دانند که مردم از دست و زبانش‏ایمن باشند و رابطه افراد در جامعه اسلامى رابطه برادرى، دوستى‏و پیوند دلسوزى و محبت طرفینى است که هاله‏اى از عشق الهى آن رااحاطه کرده است.

اگر رابطه بین انسانها را به چهار نوع زیر بتوان تقسیم کرد،پیوند مردم در جامعه اسلامى از نوع چهارم است: 1- ترس و بیم متقابل 2- احساس امنیت متقابل 3- احساس ترحم متقابل 4- عشق متقابل در اندیشه اسلامى «امنیت‏» مسلمانان مولود عقل حسابگر وامنیت‏برخاسته از ترس و «امنیت پا یا پاى‏» اقتصادى نیست. بلکه بسان امنیت کودک در آغوش پر محبت مادر است و احاد مردم وملت و دولت در نظام اسلامى عاشق و شیداى یکدیگرند و رشته پدر ومادرى و مادر و فرزندى و «اخوت اسلامى‏» آنان را به یکدیگرپیوند مى‏دهد. یاد شهید رجائى بخیر که مى‏گفت: «من(فرزندملت)برادر(رئیس جمهور)، و(مقلد امام)هستم.»

در جامعه اسلامى، امنیت‏حق ویژه هیچ صنف و قشر و نهاد و گروه‏و حزبى نیست.

هیچکس به دلیل مرکز نشینى و داشتن پول و پارتى و بلندگوى‏تبلیغاتى از امنیت‏بیشتر و امتیاز افزون‏تر برخوردار نمى‏شود.

کارگزاران و کشاورزان به همان میزان امنیت جانى و مالى وعرضى و شغلى دارند که روزنامه نگاران و وزیران و وکیلان. جان ومال و آبرو و حقوق اجتماعى همه مسلمانان و همه کسانى که‏صادقانه نظام و قوانین کشور اسلامى را پذیرفته‏اند محترم است،اما در عین حال جو سازى و تبلیغ و جاسوسى علیه اسلام و نظام‏اسلامى و تلاش براى سلب اعتبار و ایجاد اختلاف و پاشیدن بذر یاس‏و بدبینى بین امت اسلام و همکارى عملى و تبلیغى با دشمنان‏مسلمین جرمى بزرگ و عامل سلب امنیت از جاسوسان و اختلاف افکنان‏و توطئه گران مى‏شود.

هر کس به نسبتى که «امنیت اجتماعى‏» را سلب مى‏کند، باید ازاین نعمت‏بزرگ محروم شود. توحید، چتر امنیتى خدا بر فراز جامعه‏اسلامى است. هر کس حق قانون گذارى خدا و واقعیت‏خدا را در جامعه‏اسلامى نفى کند، حق بر خوردى از چتر امنیتى خدا را ندارد. مروجان و مبلغان اندیشه‏هاى الحادى در جامعه اسلامى «حق حیات‏»ندارند. نمى‏توان هم چتر امنیتى توحید را پاره کرد هم در سایه‏آن زندگى نمود. نمى‏توان هم قلعه توحید را ویران کرد، هم در آن‏در آسایش و راحت زیست.

در روایات اسلامى، «توحید» و «ولایت‏» به عنوان چتر حفاظتى‏و امنیتى خدا بر سر جامعه شناخته شده است:

کلمه لا اله الا الله فمن دخل حصنى امن من عذابى ولایه على بن ابى طالب حصنى فمن دخل حصنى آمن من عذابى

هر کس در تخریب دژ امنیتى خدا بکوشد، جان و مال و آبرو وحقوق اجتماعى خود و دیگران را با خطر مواجه ساخته و نمى‏توانداز «امنیت ملى‏» برخوردار شود.

هر کس توحید و حاکمیت دین خدا را انحصارطلبى معرفى کند وخواهان شرک و مشارکت در حقوق خاص خدا باشد، باید بداند این کارایجاد رخنه در «دژ امن توحید» است و با رقابت‏با خدا و نفى‏حق حاکمیت او نمى‏توان در سایه توحید زیست.

منادیان «راه پیمایى علیه خدا» بدانند، با نفى و ایجاد شک‏و تردید و تحریف دین خدا، دستاوردى جز فقر و وابستگى و ناامنى‏و بى عدالتى براى خود و دیگران بدست نمى‏آوردند و اگر «امنیت‏ملى‏» در سایه توحید نباشد، امنیت در سایه طاغوت‏ها و آمریکاچیزى جز آرامش بره در چنگال گرگ و سکوت جوجه در دهان روباه‏نیست.

خدا قوى‏ترین پشتوانه «وحدت‏» و «عدالت‏» و «امنیت‏» است. بدون ایمان به قرآن و اسلام و رهبرى مورد قبول اسلام و مسلمین‏هیچ کس در این کشور امنیت ندارد.و السلام

 


[ تگ ها : ]
+
مسائل امنیت ملى

***تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به پایگاه می باشد. ***