ج
ج
امکانات و ابزارها


آرشیو

وبلاگ ما را به زبان دلخواه خود ببینید
جستجو کنید


در وبلاگ
در كل اينترنت



آمار
نظر سنجی
پایگاه ها
پیوندهای روزانه



موضوعات وبلاگ
مشخصات وبلاگ

مدير وبلاگ :  طراح قالب :
 
قالب سازی آنلاین

 آدرسهای دیگراین وبلاگ:
 
http://http://bsm.zim.ir/  
http:// BSSM.SUB.IR /  http:// bssm.orq.ir/ Powered by
bsm.ibsblog.ir

لوگودونی

پشتيباني
امنیت و انحرافات مذهبی

روند فرقه‌گرایی(2)

نگارش یافته توسط خلیل آقاخانی 

www.mohakeme.comامنیت و انحرافات مذهبی
حفاظت از روشهای محوری و حیاتی یکی از اهداف اساسی امنیت ملی در هر کشوری است و مقابله با ناامنی و انحرافات اجتماعی – دینی از جمله وظایف مهم حکومت دینی است.

از سویی، انحرافات مذهبی و فرقه‌گرایی موجب اخلال در امنیت روانی و اجتماعی دین‌داران جامعه می‌شود چرا که فرقه‌گرایی مقابل انسجام اجتماعی و ملی است.

از سویی دیگر فرقه‌گرایی و انحرافات مذهبی در یک جامعه دین محور، به عنوان یک معضل فرهنگی و ارزشی و هم به عنوان یک حرکت تجزیه طلبانه مطرح است.

بنابراین افراد و فرقه‌گرا با جدا شدن از محور اصلی جامعه امنیت ملی را در معرض تهدید قرار می‌دهند.

فرقه‌گرایی مقدمه انحرافات اجتماعی

فرقه‌گرایی مقدمه‌ای بر انحرافات اجتماعی است چرا که رفتار انحراف افراد فرقه‌گرا تعصب و تجزیه طلبانه است و آنان بر خلاف حرکت جامعه در حدود تشکیل فرقه، گروه و دسته‌ای جدا از هنجارهای پذیرفته شده جامعه هستند. بنابراین لازم است در عرصه عمل، برای مهار و کنترل مسأله فرقه‌گرایی در جهت افزایش امنیت اخلاقی – دینی و کاهش ضریب آسیب‌پذیری در مقابل تهدیدات اجتماعی و فرهنگی از نیروی فرهنگی – دینی نخبگان جامعه نهایت بهره‌برداری را نمود.

انحرافات مذهبی به مفهوم رفتارهای خلاف رفتارهای پذیرفته شده جامعه دینی و خلاف اصول اساسی یک مذهب که اکثریت جامعه آن را پذیرفته و در خود نهادینه نموده‌اند می‌باشد. لذا انحرافات مذهبی و فرقه‌گرایی به عنوان یکی از موانع اساسی تحقق برقراری امنیت ملی، یعنی حفاظت از ارزش‌های بنیادی و حیاتی نظام دینی است که بر حسب شرایط اجتماعی آن، انحرافات مذهبی در جامعه دینی به عنوان تهدید، آسیب‌پذیری و یا هر دو تلقی می‌گردد، اما آنچه مسلم است انحرافات مذهبی بخصوص فرقه‌گرایی در جامعه دینی به عنوان سلب کننده امنیت اخلاقی و دینی و کاهش دهنده اقتدار معنوی جامعه، از یکسری عوامل اجتماعی درونی و بیرونی در عرصه‌های اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نظیر اختلال هنجارهای فرآیند توسعه سیاسی و اقتصادی و انقلاب اطلاعات تأثیر می‌پذیرد. بنابراین، فرقه‌گرایی در جهان معاصر با استفاده از ابزار و فن‌آوری اطلاعات که در حال گسترش است، در حدود مقابله با اندیشه‌های ناب و اصیل اسلامی می‌باشد.


روند فرقه‌گرایی(2)

نگارش یافته توسط خلیل آقاخانی 

www.mohakeme.comامنیت و انحرافات مذهبی
حفاظت از روشهای محوری و حیاتی یکی از اهداف اساسی امنیت ملی در هر کشوری است و مقابله با ناامنی و انحرافات اجتماعی – دینی از جمله وظایف مهم حکومت دینی است.

از سویی، انحرافات مذهبی و فرقه‌گرایی موجب اخلال در امنیت روانی و اجتماعی دین‌داران جامعه می‌شود چرا که فرقه‌گرایی مقابل انسجام اجتماعی و ملی است.

از سویی دیگر فرقه‌گرایی و انحرافات مذهبی در یک جامعه دین محور، به عنوان یک معضل فرهنگی و ارزشی و هم به عنوان یک حرکت تجزیه طلبانه مطرح است.

بنابراین افراد و فرقه‌گرا با جدا شدن از محور اصلی جامعه امنیت ملی را در معرض تهدید قرار می‌دهند.

فرقه‌گرایی مقدمه انحرافات اجتماعی

فرقه‌گرایی مقدمه‌ای بر انحرافات اجتماعی است چرا که رفتار انحراف افراد فرقه‌گرا تعصب و تجزیه طلبانه است و آنان بر خلاف حرکت جامعه در حدود تشکیل فرقه، گروه و دسته‌ای جدا از هنجارهای پذیرفته شده جامعه هستند. بنابراین لازم است در عرصه عمل، برای مهار و کنترل مسأله فرقه‌گرایی در جهت افزایش امنیت اخلاقی – دینی و کاهش ضریب آسیب‌پذیری در مقابل تهدیدات اجتماعی و فرهنگی از نیروی فرهنگی – دینی نخبگان جامعه نهایت بهره‌برداری را نمود.

انحرافات مذهبی به مفهوم رفتارهای خلاف رفتارهای پذیرفته شده جامعه دینی و خلاف اصول اساسی یک مذهب که اکثریت جامعه آن را پذیرفته و در خود نهادینه نموده‌اند می‌باشد. لذا انحرافات مذهبی و فرقه‌گرایی به عنوان یکی از موانع اساسی تحقق برقراری امنیت ملی، یعنی حفاظت از ارزش‌های بنیادی و حیاتی نظام دینی است که بر حسب شرایط اجتماعی آن، انحرافات مذهبی در جامعه دینی به عنوان تهدید، آسیب‌پذیری و یا هر دو تلقی می‌گردد، اما آنچه مسلم است انحرافات مذهبی بخصوص فرقه‌گرایی در جامعه دینی به عنوان سلب کننده امنیت اخلاقی و دینی و کاهش دهنده اقتدار معنوی جامعه، از یکسری عوامل اجتماعی درونی و بیرونی در عرصه‌های اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نظیر اختلال هنجارهای فرآیند توسعه سیاسی و اقتصادی و انقلاب اطلاعات تأثیر می‌پذیرد. بنابراین، فرقه‌گرایی در جهان معاصر با استفاده از ابزار و فن‌آوری اطلاعات که در حال گسترش است، در حدود مقابله با اندیشه‌های ناب و اصیل اسلامی می‌باشد.

 

آسیب‌ها و تهدیدهای فراروی نظام دینی

امروزه شاهد هیچ امری فوری‌تر از شناساندن چهره واقعی اسلام ناب محمدی (ص) - و پیراستن آن از بدعت‌های بوجود آمده – به تشنگان معنویت در جهان مادی نباشد. چرا که از یک سو گروه القاعده و وهابیون با تبلیغ اسلام به جهان و از سوی دیگر افزایش فرقه‌های انحرافی در ایران، دین اسلام در معرض آسیب‌ها و تهدیدهای فراوانی قرار دارد.

دین مانند هر پدیده اجتماعی در معرض آسیب‌های درونزا و برونزا است و آسیب‌های دین نیز اشکال مختلفی مانند «تحریف، غلو و فرقه‌گرایی» دارد. بنابراین بر دین داران لازم است ابتدا با شناخت آسیب‌ها و تهدیدها برای مقابله با آن خود را به معرفت واقعی دینی مهیا نمایند.

از منظر تاریخی، آسیب‌های دین و دین‌داری عمری همسنگ تاریخ انسان دارد. باید توجه داشت که آسیب‌شناسی این در واقع شناخت بیماریهایی است که از طرز تلقی انسان دیندار یا غیر دیندار نسبت به این پدیدارتر می‌شود.(9) دین در ذات خود قدسی است و از آلودگی به دور است بنابراین آسیب‌شناسی دینی به برداشت‌های دینداران از دین می‌پردازد. چرا که برخی از دینداران با برداشت غلط از دین در حدود بهره‌برداری از دین هستند که در اینجا برخی از آنان دین را از مسیر اصلی خودش منحرف نموده‌اند.

شهید مطهری معتقدند که: «طرز تفکر مسلمین در عصر حاضر درباره اسلام آسیب دیده است… ما اگر بخواهیم این طرز تفکر را بررسی کنیم باید مثل طبیبی که بیمار را بررسی می‌کند، بررسی کنیم».(10) به نظر می‌رسد برای درک و شناخت این بیماری باید به تاریخ گذشته خود رجوع نمایم تا شاید بتوانیم جلوی رشد فرقه‌گرایی را گرفته و قدمی بسوی انسجام اسلامی برداریم. بنابراین لازم است با مسیری در پیدایش برخی از فرقه‌های انحرافی موضوع را تعیین نمایم. برای نمونه می‌توانیم به پیدایش فرقه تصوف و عرفان کاذب در ایران اشاره‌ای داشته باشیم.

 

تصوف و عرفان کاذب

تصوف نوعی ایدئولوژی است که از قرن دوم هجری در میان مسلمانان شکل گرفته و هنوز در حال گسترش است. عوامل پیدایش تصوف در اسلام عبارت است از افکار و مذاهب هندی و بودایی، دنیاپرستی و آشوب‌های سیاسی، تماس و ارتباط مسلمین با رهبانیان مسیحی، انتشار فلسفه یونانی و خوی افلاطونی و تفسیر به رأی از تعلیمات دینی بخصوص تفسیر و تأویل آیات و روایات توسط برخی از افراد کم مایه و جاهل. با گسترش قلمرو حکومت اسلامی، مسلمانان با فرهنگها و فلسفه‌های گوناگونی روبرو شدند و در اثر گذشت زمان وپیش آمدن مسایل جدید و مستحدثه شد. بر دایره سوالات افزوده شده و در این هنگام قطب فکری نبوده که مسئولیت جداسازی مطالب وارده را به عهده گیرد و سره از ناسره جدا سازد؛ از این رو مسلمانان ناخودآگاه جذب این افکار شدند و برای مشروعیت افکارشان دست به تأویل آیات و روایات زدند. آنان برای توجیه اعمال خود آیات متشابه را با تفسیر به رأی به پیروان خود تبلیغ کردند، در صورتی که باطل است به عبارت دیگر دین دو بعد دارد: شریعت که ظاهر و پوسته دین است و طریقت که پایه و حقیقت دین است.

بنابراین تصوف ایدئولوژی است که هم دارای تئوری و هم دارای برنامه عملی برای پیرامون خود است. از سویی تصوف با تفسیر خاص زندگی و چگونگی تعامل دین و دین ادعا می‌کند که با روش کشف و شهود پیروان خود را به کمال می‌رساند. البته فرقه‌های صوفیه آن قدر متنوع‌اند که به راحتی نمی‌توان پیرامون آنها سخن گفت و حکم داوری در مورد آنها صادر نمود.

تصوف و عرفان در آغاز راه به عنوان یک غله مشترک مطرح گردید و آثار صوفیه و عرفانی آنها هم یکسان بود، اما به مرور زمان، برخی از عرفا با توجه به نصوص دینی به بعد معنویت اسلام اصیل پی برند و جریان تصوف، به ویژه در شش سده اخیر، متمایز گشت. بنابراین عارفانی مانند سید علی قاضی طباطبایی، ملاحسینقلی همدانی، سید احمد کربلایی سید علی شوشتری و ملامحمدعلی جولای دزفولی را نباید با اقطاب صوفیه یکی پنداشت. طبق گفته جامی در نضحات الانس، تصوف و صوف‌گری از قرن دوم هجری در میان مسلمین ظاهر گشت. بزرگترین مظهر روح تصوف در این دوره، تحقیر دین، فرار از تمتعات و تمام شئون مربوط به زندگی مادی و دنیوی و ریاضت کشی و تحمل شکنجه ها می‌باشد.

به همین جهت، صوفیان در برابر ائمه اطهار علیهم‌السلام ایستادند و بر بینش و سیره زندگی آنها معترض شدند. (10)

 

تصوف و عرفان در ایران

تصوف و عرفان در ایران از قرن دوم و سوم هجری شکل گرفت. در این دو قرن جامعه ایرانی تحولات زیادی را پشت سر گذاشت و جنبش‌های عرفانی یکی از پس دیگری به وجود آمدند مثل جنبش سیاه جامگان و جنبش بابک خرم دین، حکومت‌های زیادی هم در این قرون به وجود می‌آید. دولتهای صفاریان، ساسانیان، آل زیاد، آل بویه و آل دیلمیان، مجموعه این شرایط باعث شد که از نظر اجتماعی مردم خسته شدند و همین خستگی زمینه‌ساز این شد که به سوی گوشه‌گیری و انزوا گرایش پیدا کنند از سوی دیگر زمینه فکری است که منجر به پیدایش تصوف وعرفان شده است از جمله تعالیم اسلام که در برخی از احادیث و آیات قرآن مستندات زیادی در مورد عرفان وجود دارد ولی در پیدایش عرفان ایرانی باید از سخت‌گیری‌های خلفای اموی و شرایط اجتماعی سخت غافل نشده چرا که شرایط سخت حکومت اسلامی که در جامعه ایرانی حاکم بود در گسترش عرفان ایرانی موثر بود و گروهی تصوف و گوشه‌نشین را انتخاب نموده‌اند.

آنچه مهم است استفاده ابزاری از این فرقه‌ها علیه مذهب رسمی در طول تاریخ معاصر ایران است برای نمونه انگلیس برای اجرای طرحهای استعماری خود، شخصی را به نام صوفی اسلام از افغانستان به عنوان امام زمان علم کرد و او را با لباس زهد و صورت آراسته سوار بر هودجی نمود که سیصد و شصت نفر فدایی اطراف او را احاطه کرده و با پنجاه شمشیر زن و مرید به طرف خراسان حرکت کرد و در مسیر او خونها ریخته شد و خراجی‌ها به بار آمد و سرانجام ارتش ایران با کشتن صوفی اسلام و تمام فدائیانش و تار و مار کردن سربازانش آتش فتنه را خاموش کرد. (12) البته در اینجا فرصت این نیست که از فرقه‌سازی استعمارگران بیش از این ذکر شود لذا با مراجعه به تاریخ معاصر ایران می‌توان نمونه‌های زیادی از آن مشاهده نمود.

 

تصوف و اسلام گزینشی

مشکل اساسی فرقه تصوف در طول تاریخ، برخورد گزینشی با اسلام و احکام نورانی و جامع آن است. برخی از صوفیان معتقدند شریعت راه را نشان می‌دهد اگر انسان به مقصد رسید نیازی به شریعت ندارد. شیخ لاهیجی می‌گوید: «چون بنده را دل پاکیزه گردد و به نهایت دوستی و محبت پروردگار رسد و ایمان به غیب در دل او استوار باشد در چنین حال، تکلیف از وی برداشته شود و هرچند گناهان بزرگ مرتکب گردد خداوند او را به دوزخ نبرد».

در حالی که بنا بر نص قرآن و سنت، انسانها باید تا هنگام مرگ، احکام الهی را همراهی کنند و به همین دلیل امام علی علیه‌السلام در محراب عبادت، مضروب گردید و امام حسین علیه‌السلام ظهر عاشورا، نماز به جای آورد و هیچ یک از پیشوایان دین اسلام در اجرای احکام الهی کوتاهی نکردند.

 

تصوف و بدعت در اسلام

فرقه صوفیان همانند سایر فرقه‌های منحرف چون بهائیت و بابیت، با استفاده ابزاری از سلام بدعت‌های زیادی در دین اسلام ایجاد کرده است. صوفیان، احکامی در خانقاه (مکان تجمع و عبادت آنان) جاری می‌کنند که جملگی بدعت‌اند، مثلاً پیوند وثیقی میان ولایت و تصوف برقراری سازد و ولایت را در اقطاب خود ساری و جاری می‌دانند و آن را جانشین ولایت ائمه اطهار علیهم السلام قرار می‌دهند. اگر ولایت – به زعم صوفیان - قیام عبداست به حق در مقام فنا از نفس خود، پس لازمه بریدن از نفس و اتصال به حق تابعیت از اهل بیت علیهم‌السلام در تمام زمینه‌ها است، و یکی از دستورات ائمه اطهار علیهم‌السلام، اطاعت از فقهای جامعه الشرایط و مجتهدان فقه تشیع است؛ در حالی که ، فرقه‌های صوفیه به شدت مخالف مرجعیت شیعه بوده است و در دین شناسی از فقهای و نائبان عام امام عصر (عج) بهره نمی‌گیرند. همچنین گرایش سکولاریستی و توصیه به جدایی دین از سیاست و مسایل اجتماعی و انتساب دین گزینش گر به اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و اله و نیز تمایز قائل شدن بین شریعت و طریقت و انتساب آن به دین سالام بدون هیچ مدرک و مستندی بدعت دیگر صوفیان است که در خانقاه آن را ترویج می‌نمایند. البته حقایق دین اسلام به ظاهر و باطن و مقدمه و ذی المقدمه قابل تقسیم‌اند اما شریعت و طریقت با تفسیری که صوفیان ارائه می‌دهند انحراف در دین است.

شریعت در نزد صوفیان، احکام شرعی و طریقت، تعلیمات سالک در خانقاه زیر نظر مرشد است تا او را به حقیقت برساند. شریعت به منزله پوست و طریقت به منزله مغز تلقی شده است. صوفیان معتقدند که وقتی حقایق آشکار شد، شرایع باطل می‌شود.

به تعبیر نویسنده شرح گلشن راز: «غرض از شرایع و اعمال و عبادات ظاهر و باطنه، قرب و وصول به حق است و سالک چون به متابعت اولامر و نواحی به نهایت و کمال وصول می‌رسد و در وحدت، محو و مستغرق شده و از آن استغراق و بی‌خودی مطلق، بار دیگر به ساحل و مرتبه عقل باز نیامده و چون مسلوب العقل گشته به اتفاق اولیاء تکالیف شرعیه و عبادات از این طایفه ساقط است»(13) در حالی که این ادعا، مخالف آموزه‌های دین و معارض با فتوای همه علمای اسلام و فاقد مبنای شرعی و عقل است چرا که عاقل مجاز نیست دست به اقداماتی بزند که مجوز آن از سوی ائمه اطهار و بزرگان دین صادر نشده است پس چگونه این فرقه دست به اعمالی می‌زند که مخالف نظر بزرگان دین الهی است؟

 

تصوف و گسترش اباحه گری

مشکل فرقه صوفیه با شکل‌گیری و تبلیغ جدایی دین از سیاست و مهمتر از همه تبلیغ مسأله تساهل و تسامح و اباحه‌گری است. مراسم سما و آواز و غنا و آسیب‌های اخلاقی و حتی انحرافات جنسی و فاصله گرفتن از شریعت نیز از اندیشه‌های انحرافی این فرقه است و اصولاً برخی از پیروان این گروه بخاطر وجود مسایل مذکور به این فرقه گرایش پیدا کردند. نیروهای امنیتی در سالهای اخیر با دست یابی به اسناد این فرقه متوجه انحرافات جنسی آنان شده‌اند انحراف و آلودگی اخلاقی دراویش در خانقاه‌ها سابقه دیرینه دارد. مولوی در این مورد می‌گوید:

من ندیدم یک زمان در وی امان

خــــانقاهی کو بود بهره مکان

تصوف و ادعای کشف شهود

از جمله انحرافات و بدعت بزرگ این فرقه کشف و شهودی شیطانی است. البته بر اهل فن پوشیده نیست که کشف و شهود و اشراق بر دو نوع است: گاهی هم چون رویاهای صادقانه، قابل اعتماد است، اما در بسیاری از موقع در اثر عواملی، شهود کاذب و شیطانی محقق می‌شود. لذا نمی‌توان بر مکاشفات صوفیان که یک فرقه انحرافی است مهر تأیید نهاد چرا که آنان با انجام اعمالی از مسیر اصیل اسلام دور شده‌اند و بخش اعمال مسلمانان باید بر اساس سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام و قرآن کریم باشد که آنان با فرقه‌سازی و ایجاد تفرقه در دین اسلام راه شیطان را می‌پیمایند پس چگونه کشف و شهود دارند.

تصوف به معنای پوشیدن لباس پشمین است و در اصطلاح پاک کردن دل از آلودگی‌های نفسانی و آراستگی به پاکی‌های باطنی است برای تصوف واقعی تعاریف زیادی ارائه شد، که ابن عربی آن را به «وقوف به آداب شریعت، ظاهراً و باطناً» معنی کرده است که «آن عبارت از تخلق به اخلاق است»(14) اما تصوف انحرافی در کشور ما در مقابل این تعریف خود را چگونه معرفی می‌کند البته در عمل می‌توان دید که این فرقه‌های انحرافی چگونه در مقابل تصوف واقعی خود را نشان می‌دهند.

سیر و سلوک و رسیدن به حقیقت راه سخت و دشواری است که هر کس با تأسیس فرقه و گروهی نمی‌تواند بدان دست یابد چرا که رسیدن به عرفان واقعی نیاز به تمرین و ریاضت مستمر و دائمی دارد.

اما ادای تصوف در آوردن بسیار آسان است و متأسفانه اکثر فرقه‌های صوفیانه و درویش امروزی، جز حیله‌گری و تزویر و تقلید بیش نیست که نه عارفان حقیقی آن را برمی‌تابند و نه عقل بر آن صحه می‌گذارد و نه نقل آن تأیید می‌کند و بطور کلی، از نظر اسلام مردود هستند.

عرفان تحت «تأثیر مواد مخدر»(14) رقص‌های صوفیانه و گوش دادن به موسیقی و سماع (رقص) جز فرقه‌گرایی و جذب مریدان برای مقاصد سیاسی و کسب شهرت چیزی نیست.

امروزه فرقه‌سازی و تشکیل گروههای منحرف دست مایه دشمنان اسلام و ایران شده است در اینجا به نمونه‌ای دیگری اشاره می‌کنیم.

امروزه دشمنان نظام دینی با ناامید شدن از حربه‌های نظامی جهت مقابله با ایران اسلامی با نفوذ در برخی هیأتهای مذهبی و گسترش اندیشه‌های انحرافی – که احتمالاً با برنامه‌ریزی قبلی انجام می‌شود - درصددند ضمن ناکارآمد نشان دادن نظام دینی مردم را از اندیشه‌های اصیل اسلامی دور کرده و بخشی از نیروهای فعال جامعه را جذب گروههای تجزیه طلب مذهبی نمایند.

«مایکل برانت» نویسنده کتاب «نقشه‌ای برای جدایی مکاتب الهی در آمریکا» در مصاحبه‌ای می‌گوید: «ما بعد از مدتها تحقیقات متوجه شدیم که شیعیان بیشتر از هر مذهب و فرقه‌ای فعال و پویا هستند و به این نتیجه رسیدیم که نمی‌شود مستقیم با شیعیان درافتاد.

به خاطر همین، چهل میلیون دلار برای این کار در نظر گرفتیم. در برنامه‌ریزیها و جلسات متعدد به این نتیجه رسیدیم که باید فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی که شیعیان هر ساله در مراسمی این فرهنگها را زنده نگه می‌دارند از بین ببریم. باید با حمایت مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزارکنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرت طلب هستند عقاید شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسایل انحرافی در آنها به وجود آوردیم به گونه‌ای که شیعیان یک گروه جاهل و خرافاتی به نظر بیاید.(15)

با مشاهده این متن انسان نیازی به تحقیق و بررسی دیگری نیاز ندارد چرا که کافی است به مراسم عزاداری برخی از هیأت‌های مذهبی بخصوص در ایام محرم توجه کنیم که چگونه با بدعت‌های خطرناک و غلو در مورد ائمه اطهار علیهم‌السلام و یا مداحی که بوی کفر از آن به مشام می‌رسد در راستای اهداف دشمنان نظام گام برمی‌دارند.

برای نمونه به اشعار واژه من حسین الهی‌ام توجه فرمایید. «هست از هر مذهبی آگاهی‌ام اله اله: من حسین الهی‌ام» این گروه دانسته یا نداسته الفاظی همچون «من حسین الهی‌ام» و … را در مدح‌های خود به کار بردند به طوری که موجی از نگرانی را در بین اکثر متدین جامعه و بخصوص مراجع عظام ایجاد کردند. البته واضح است که نمی‌توانیم اینگونه مداحی را یک فرقه بنامیم اما دشمنان از همین افراد و مداحان بهترین سوژه را برای تخریب چهره اسلام می‌سازند.

بنابراین بر مسئولان و آحاد دینداران لازم است ضمن دوری از اینگونه افراد و فرقه‌های انحرافی خطر آنان را برای جامعه دینی به مردم جامعه گوشزد نمایند.

چرا که امروز در قالب مداحی یا یک هیأت مذهبی افراد درصدد تخریب چهره مذهب پاک شیعه هستند فردا کار به جایی خواهد رسید که در مقابل نظام قرار گیرند کما اینکه نمونه آن را در سال گذشته در قم و چند شهر دیگر داشته‌ایم. خطر انحرافات مذهبی و تحریف مذهب بخصوص تحریفات عاشورا را شهید مطهری چهار دهه پیش بیان کرده‌اند اما امروزه چقدر ما احساس خطر می‌کنیم؟!

 

نتیجه بحث

فرقه‌گرایی و تصوف در ایران امروز ریشه در گذشته این سرزمین دارد و دشمنان ملت ایران با بهره‌برداری از این جریان انحرافی در حدود مقابله با جامعه دینی برآمده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی بخصوص در اوایل انقلاب برخی از گروههای سیاسی – مذهبی نیز با بهره‌گیری از این فرقه‌ها درصدد تجزیه خاک پاک ایران اسلامی برآمدند.

از سوی دیگر امروزه نیز برخی از هیأت‌های مذهبی با بهره‌گیری از فضای معنوی انقلاب اسلامی و استفاده از امکانات مالی جامعه دینی با مداحی کفرآمیز خود در راستای اهداف دشمنان نام گام برمی‌دارند بنابراین لازم است ضمن آسیب شناسی این گروهها و هیأت مذهبی خطراتی که از ناحیه این گروه را نظام دینی را تهدید می‌کند جلوگیری به عمل آوریم.

به نظر می‌رسد برخورد برخی از مراجع و علمای بزرگ در مورد خطر و انحراف گروههای مذهبی در چند سال اخیر مفید بوده اما لازم است تمام مراجع بزرگوار و علمای اسلام مانند شهید مطهری خطر انحرافات مذهبی را به گوش آحاد ملت ایران برسانند.

 

فرقه گرایی و امنیت ملی

فرقه‌گرایی تهدید بر امنیت ملی است. فرقه‌های تصوف در ایران بخاطر القای اندیشه جدایی «دین از سیاست» و گسترش اندیشه‌های اغراق خود بخصوص دشمنی آنان با ولایت و حکومت اسلامی امنیت ملی را با تهدید مطرح کرده‌اند.

شاید مهمترین مسأله در تقابل تشیع و تصوف را بتوان در مسأله ولایت دید. چرا که فرقه‌های صوفیه با تعریفی که از ولایت ارائه می‌دهند با اعتقادات شیعیان و حتی آیات و روایات اسلام در تعارض است بنابراین این فرقه برای مقابله با ولایت امروزه با جذب افراد سعی دارد با رکن اصلی انقلاب یعنی ولایت و رهبری نظام مقابله نماید. برای نمونه می‌توان به گروه منحرف فرقه‌گنابادی اشاره نمود که در سالهای اخیر در شهر مقدس قم – که به عنوان پایگاه معنوی نظام مطرح است - با ایجاد فتنه و جذب افراد ساده لوح درصدد مقابله با مرجعیت و ارزشهای دینی برآمدند که با هوشیاری مردم و مسئولین نظام و بخصوص با هشدار علمی قم این فتنه دفع شد.

در طول تاریخ دشمنان دین با حربه‌های گوناگونی درصدد مقابله با دین و ارزشهای اصیل دینی برآمدند که مهمترین ابزار آنان استفاده ابزاری از دین علیه دین بوده است. زمانی انگلستان این پیر استعمار با استفاده از بابی‌گری و زمانی با انجمن حجتیه و امروز با ایجاد گروههای عرفانی و تصوف درصدد مقابله با نظام دینی هستند. چرا که انقلاب اسلامی با شعار دین به پیروزی رسیده و ایجاد حکومت دینی بزرگترین مانع برای دستیابی اهداف دشمن این سرزمین محسوب می‌گردد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1 - علی آقابخشی مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر چاپار، 1383، ص 611.

2 - حسن علیزاده، فرهنگ خاص علوم سیاسی، تهران، انتشارات روزنه چاپ دوم، 1381، ص 259.

3 - بروش کوئن، مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلامعباس توسلی و رضا فاصل، تهران، انتشارات سمت چاپ دهم، 1378، ص 215.

4 - شناخت مذاهب اسلامی – جلد دوم، قم، سازمان حوزه‌های مدارس علمیه خارج از کشور، واحد تدوین کتب درسی، 1379، ص 185.

5 - حدیقه الشیعه اثنی عشریه، ص 564.

6 - شناخت مذاهب اسلامی، همان، ص 215.

7 - همان منبع، ص 223.

8 - سایت بازتاب 25/05/2002/ WWW.baztab.com

9 - استاد شهید آیت‌ا… مطهری، آسیب‌شناسی دینی، تهران نشر هماهنگ چاپ دوم، 1378، ص 4.

10 - مطهری، همان ، ص 368.

11 - عبدالرحمن جامی، نفحات الانس، تصحیح: محمود عبادی، انتشارات اطلاعات، تهران 1370، ص 85 و قاسم غنی، تاریخ تصوف در اسلام، انتشارات نروار، ج 2، تهران، 1383، ص 35.

12 - سید تقی واحدی صالح علیشان، از کوی صوفیان تا حضور عرفان، چاپ سوم، 1377، ص 228.

13 - لاهیجی، شرح گلشن راز، ص 350.

14 - سید جعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ج 2، تهران، 1363، چاپ اول، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ص 77.

15 - سید حسن نصر، معرفت و معنویت، ترجمه انشاءا… رحمتی، ده تهران انتشارات دفتر پژوهش و نشر سهروردی ، 1380، ص 313.

16 - بازتاب 26/5/2007 .


[ تگ ها : امنیت و انحرافات ]
+
امنیت و انحرافات مذهبی

***تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به پایگاه می باشد. ***