جامعه محورى، یکى از رویکردهایى است که به دلیل گستردگى و توسعه حوزه امنیت در جامعه، اکنون ضرورت یافته و نهاد متولى حفظ امنیت در میان شهروندان نیز آنها را به عنوان تحول رویکردى خود برگزیده است.
آنچه در پى مىآید، اشاراتى به بنیادهاى نظرى این ضرورت است که توسط حجت الاسلام سید رضا محسنى معاونت اجتماعى ناجا، پایان سال گذشته، در همایش امنیت اجتماعى ارایه شده است .
1. امنیت در تعریف سلبى، فراغت از تهدید است و در تعریف ایجابى، احساس ایمنى در عمل به ارزشهاى مورد علاقه و نیز در معرض تهدید نبودن آنها.
2. امنیت در سلسله مراتب نیازها، در زمره اولویتها و از جمله نیازهاى اولیه است.
3. هدف اصلى تشکیل دولت در جوامع انسانى، تأمین امنیت در معناى گسترده آن بوده است.
4. از این رو، امنیت هم وظیفه دولتها و هم حق ملت بر گردن دولت است.
5. در کنار دسترسى بیشتر مردم جامعه به اطلاعات و امکان مقایسه بیشتر، همچنان که احساس نیازها در همه ابعاد در حال افزایش است، احساس نیاز به امنیت، هم در سطح و هم در عمق، رو به افزایش، تنوع و تعدد عرصهها دارد .
6. دولتها براى تأمین امنیت مىتوانند به روش سنتى و سختافزارى عمل کنند و نیز تنها تولید کننده امنیت هم دولت تلقى شود.
7. لیکن در نگاه جدید و علمى به امنیت، روش نرمافزارى آن در اولویت قرار گرفته و دولت در کنار تمامى نهادها و سازمانها، و حتى میکروارگانیسمهاى جامعه (یعنى تک تک مردم)، هم مولد امنیت است و هم حافظ امنیت تولید شده توسط تمامى ارکان جامعه.
8. امنیت متکى بر روشهاى سنتى، سختافزارى و دولت محورى، ترد و شکننده هستند و به محض کاهش میزان اثر گذارى این عوامل، بنیاد امنیت موجود در هم خواهد ریخت. لذا امنیت مطلوب امنیت پایدار است که به روش مدرن، نرمافزارى و مشارکتى ایجاد شود و ابزارهاى سخت در حد ضرورت مورد استفاده قرار گیرد .
9. از این رو مىتوان مدعى شد که امنیت یک تولید جمعى است و حاصل تعامل و مشارکت آحاد جامعه است؛ هر فرد و نهاد اجتماعى باید به سهم خود در این راستا واقف و متعهد باشد .
10. اگر هر نهاد اجتماعى وظایف واقعى خود را به درستى انجام دهد، خواسته یا ناخواسته، در حال تولید امنیت است و چنان که دچار کژ کار کردن شود، به همان نسبت به تولید نا امنى پرداخته است.
11. همچنین هر فرد جامعه نیز اگر مطابق ارزشها، هنجارها و قوانین و مقررات حاکم بر جامعه عمل کند و قانونپذیر و ضابطهمند باشد، در حال تولید امنیت نیز هست و به هر میزان که از این اصول عدول کند، به ایجاد نا امنى در جامعه کمک کرده است .
12. براى وادار کردن مردم به رعایت ارزشها و هنجارها، قوانین و مقررات در نگاه سنتى، از تهدید، ارعاب، تنبیه و قدرت استفاده مىشود.
13. اما براى دستیابى به مطلوبیت فوق در نگاه مدرن، تشویق، ترغیب، درک متقابل، باور کردن، نهادینه نمودن و درونى ساختن آن ارزشها و رفتارها مد نظر است و اقتدار، گمشده واقعى حکومتها است. در این رویکرد، الزام رسمى و مجاز است و فقط در حد ضرورت مورد استفاده قرار مىگیرد.
14. در نگاه سنتى، تنها تکیه بر کنترل رسمى است که بسیار پر هزینه و کم تأثیر است. اما در نگاه مدرن، کنترل غیر رسمى شامل خود کنترلى و کنترل خود به خودى، جایگزین کنترل رسمى مىشود که بسیار پر تأثیر و کم هزینه است.
15. کنترل رسمى، اصطکاک دولت و حکومت با زندگى روزمره مردم را افزایش مىدهد و به طور طبیعى به روابط دولت ـ ملت ضربههاى بنیادى مىزند و اعتماد مردم به حاکمیت را کاهش داده، مشارکت مردمى را به حداقل ممکن مىرساند.
اما در کنترل غیررسمى، به دلیل نهادینه کردن و درونى سازى ارزشها و هنجارها، عامل بازدارنده درونى در هر فرد، قادر است با قوت و قدرت، در خلوت و آشکار او را از تخلف و هنجار باز دارد. معادل این مفهوم در فرهنگ دینى ما واژه تقوى است. همچنین در فرآیند کنترل غیر رسمى، همه آحاد جامعه خود رادر سرنوشت یکدیگر سهیم دانسته؛ لذا نسبت به رفتار یکدیگر بى تفاوت نیستند و حتى در تمامى امور، به انتظار حکومت نیز نمىمانند؛ از اینرو در صورت مشاهده هر گونه تخلف و تعرض به حریم ارزشها و قانون گریزى، با احساس اجتماعى و روحیه تعاملى و نیز به قصد دخالت در سرنوشت مشترک خود و جامعه، از جمله آن فرد هنجار شکن به مقابله برخاسته و به شیوههاى منطقى و مناسب، با فساد، تباهى و آلودگى در جامعه مقابله مىکند. در چنین جامعهاى، احساس بى مسئولیتى و واژهاى مانند «به من چه» مطرود، بیگانه و نا آشناست. معادل این شیوه کنترل غیر رسمى در فرهنگ دینى ما، امر به معروف و نهى از منکر است که از فروع دین اسلام است.
16. در گذشته، امنیت فقط براى حاکمان و حکومتها مطرح بود، اما امنیت مطلوب آن است که ایمنى همه جانبه را به مردم و همه جامعه عرضه بدارد. در این فرایند، چنانچه حکومتها نیز مردمى باشند و منافعشان در راستاى منافع و خواستههاى مردم باشد، از نعمت امنیت برخوردار خواهند بود. در حکومت مردمسالار واقعى، بین مصالح و مطلوبیتهاى مردم و حکومت، فاصله و تباین و تضادهایى وجود نداشته، بلکه همراستا است.
17. مفهوم امنیت نیز دچار تحول شده و از امنیت جسم، جان، مال و امنیت در اصل بقاء، به امنیت در نوع زندگى، بر اساس مطلوبها علائق تغییر یافته است. ملاک مقبولیت علائق و مطلوبها نیز ارزشها، هنجارها، قوانین و مقررات پذیرفته شده، در جامعه است.
18. در همین راستا، تهدیدهاى امنیت اجتماعى نیز دیگر گونه شده و مطابق با تعریف امنیت اجتماعى، تغییر یافته است. ارزشها و هنجارها به منزله ماهیت جامعه و گروههاى بزرگ انسانى هستند؛ چنانچه این هویت تهدید شود و یا در معرض خطر قرار گیرد، امنیت اجتماعى به عنوان بُعدى از امنیت ملى مطرح مىگردد؛ به بیان دیگر، زمانى که حیات جامعه در بخش سختافزارى امنیت دچار خطر شود، بر عهده امنیت ملى است که با آن مقابله نمایند. اما زمانى که حیات جامعه در بخش نرمافزارى امنیت (یعنى هویت جامعه) در معرض چالش قرار گیرد، امنیت اجتماعى با ایجاد حریم براى جامعه، از هویت آن دفاع مىنماید.
19. در رویکرد سنتى دفاع اجتماعى و بر قرارى امنیت اجتماعى و مقابله با تهدیدهاى متوجه امنیت اجتماعى، تکیه مردم بر حکومتها و تکیه حکومتها بر پلیس و دستگاه قضایى است. این نهادهاى رسمى نیز به سه روش به انجام وظیفه مىپردازند:
الف. پىگیرى انتظامى (تعقیب و مجازات مجرم پس از وقوع جرم)
ب. پیشگیرى کیفرى (که دستگاه قضایى با کیفر مجرمان، هم آنها را از تکرار رفتار مجرمانه باز مىدارد و هم مایه عبرت دیگران مىشود).
اما در رویکرد جدید، ضمن اینکه سه شیوه مذکور به صورت قاطع نفى و طرد نمىشود و فقط در حد ضرورت از آنها استفاده مىشود، دو روش دیگر در اولویت قرار گرفته است:
الف. پیشگیرى اجتماعى (که به سراغ سر چشمههاى تولید جرم و مجرم رفته و در صدد اصلاح بزهکاران و مجرمان بوده و به جاى پرداختن به معلولها، به سراغ علتها مىرود).
ب. پیشگیرى وصفى (که بیشتر به قربانیان توجه مىشود و در صدد آن است که با کاستن موقعیت و امکان ارتکاب جرم، از در معرض قرار گرفتن قربانیان بیشتر در برابر رفتار مجرمانه و ضد اجتماعى جلوگیرى مىکند).
بدیهى است که از مجموع 5 شیوه اقدام فوق که مکمل یکدیگر هستند، پیشگیرى اجتماعى داراى بیشترین اثر گذارى است و با سایر شیوهها تفاوتى بنیادى دارد و آن این است که در 4 شیوه دیگر، وجود جرم و مجرم پذیرفته شده، بر محوریت وجود این دو عنصر اقدام مىشود، اما در پیشگیرى اجتماعى براى جلوگیرى از تکثیر و تولید جرم و مجرم در جامعه، تأکید و سرمایه گذارى مىشود.
20. نکته آخر اینکه در معادل سازى واژه امنیت اجتماعى نیز چالش هایى وجود دارد؛ حداقل در ترجمه فارسى متون لاتین، امنیت اجتماعى را معادل سه واژه به کار بردهاند که در واقع تفاوتهاى جدى دارند:
Social security _Communrty security _ societal security.
بدون وارد شدن به این مبحث ترمینولوژیک، فقط به این مسئله اشاره مىشود که امنیت اجتماعى در نظر ما، معادل واژه سوم است. اما اذعان مىکنیم که واژه امنیت اجتماعى و تعریف آن امرى سهل و ممتنع است.
21. خلاصه مطالب فوق در این جمله است که: «امنیت یک نیاز اولیه همگانى و گسترده بوده و در یک جامعه در حال توسعه، پیش نیاز توسعه همه جانبه است؛ لذا امنیت، مطلوب مردم و حکومت است».
[ تگ ها : ]
+ نوشته شده در ساعت ۱٠:۳٥ ق.ظ توسط رسول گلی زاده






