افشای استقرار سامانه های موشکی آمریکا در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که رسانه های غربی از آن به عنوان آغازعملیات جدید آمریکا در منطقه برای جلوگیری از خطر فزاینده ایران یاد کرده اند، نشان می دهد راهبرد واشنگتن در تشدید فضای تنش با کشورمان دستخوش تغییراتی تازه شده است.
استقرار سامانه ها یا سپرهای موشکی آمریکا در منطقه خلیج فارس با هدف مقابله با آنچه تهدید توان نظامی و موشکی جمهوری اسلامی ایران نامیده شده، برای اولین بار است که رخ می دهد و از همین رو این اتفاق از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در گذشته تهدیدها و ساز و کارهای مختلف دیگری با رویکرد ضد ایرانی از سوی آمریکایی ها و دیگر کشورهای غربی در منطقه به کار گرفته شده است؛ به عنوان مثال نفس تشکیل شورای همکاری خلیج فارس بنا بر توصیه هنری کیسینجر چهره شاخص صهیونیست و وزیر خارجه اسبق آمریکا از جمله همین ساز و کارها و طرحها به شمار می رفت و هدف از آن نیز تنها مقابله با آنچه تهدید ایران علیه کشورهای منطقه نامیده می شد بوده است.
افزون بر این پروژه «ایران هراسی» آمریکا برای کشورهای عربی منطقه موجب شد بسیاری از پیمانهای امنیتی و نظامی میان کشورهای منطقه با آمریکا منعقد شود، تا از این رهگذر آمریکایی ها بتوانند پایگاه های خود را در کشورهای مختلف حاشیه خلیج فارس دایر نمایند، مانورهای نظامی مشترک متعددی در خلیج فارس برگزار کنند و از این ابزار برای اعمال فشار و تهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف بهره ببرند.
بنابراین، در بحث ماهیت هیچ تغییری در برنامه ایجاد تقابل میان کشورهای منطقه بویژه اعراب با ایران بوجود نیامده و از زمان تشکیل شورای همکاری خلیج فارس تا کنون بهانه ای که آمریکایی ها دائم برای اعراب علم کرده اند تهدید توان نظامی ایران بوده است، اما به نظر می رسد با تشدید اختلاف و مناقشه ما و غرب در حوزه های مختلف این موضوع نیز وارد مرحله تازه ای می شود و باید منتظر رخدادهای جدیدی در پروژه تحریکات منطقه ای آمریکا علیه خود باشیم.
با این وصف، اگر صحت این اخبار در مورد استقرار سامانه های موشکی آمریکا در کشورهای همسایه ایران تأیید شود، شرایط کاملاً متفاوت از گذشته خواهد بود و این یک تهدید مستقیم و آشکار و مغایر با مقررات و قوانین بین الملل و شرایط حسن همجواری کشورهای همسایه به شمار می رود و طبیعی است مسؤولیت پیامدها و بازتابهای آن بر روابط دو جانبه و مهم تر از آن هر اتفاق و رخداد ممکن و احتمالی از این ناحیه متوجه این کشورها خواهد بود و باید این نکته را یادآور شد که ایران اعلام کرده هر نقطه ای که از آن علیه کشورمان اقدام نظامی یا تجاوزی شکل گیرد، از نظر ایران منطقه متخاصم و در جنگ خواهد بود.
با این اتفاق باید گفت، کشورهای عربی منطقه بویژه قطر، بحرین و امارات بازی خطرناکی را شروع کرده اند که به نظر نمی رسد توان تحمل پیامدها و نتایج آن را در بلند مدت و حتی میان مدت داشته باشند.
به نظر می رسد، موقعیت ژئواستراتژیک ایران در منطقه و قدرت ممتاز و برجسته دفاعی آن که به عنوان دو ابزار مؤثر در سیاست خارجی کشورمان کاربرد دارند، برای برخی کشورهای منطقه همچون عربستان سعودی که داعیه رهبری منطقه و کشورهای عربی را دارند و با رشد هژمونی و عمق میدان نفوذ ایران موقعیت خود را در حال فرسایش می بینند، تحمل ناپذیر است، بنابراین سعی دارند به هر بهانه ای و با هر هزینه ای از حرکت رو به رشد ایران بکاهند.
یکی از روشهای توصیه شده آمریکا به کشورهای عربی منطقه، اعطای امتیاز ایجاد پایگاه به نیروهای آنها در حاشیه خلیج فارس و به تازگی استقرار سامانه های سپر موشکی نیروهای آمریکایی در این پایگاه هاست و هیچ شکی نیست که هدف این پایگاه ها تهدید ایران است.
کشورهای منطقه که میزبان نیروهای خارجی شده اند، باید هوشیارباشند که ایران در برابر هر تهدید و اقدام نظامی علیه خود بدون کمترین تردید و تعلل مقابله به مثل خواهد کرد و در این شرایط نیروهای عامل بیگانه تنها متضرر و البته بزرگترین زیان کننده نخواهند بود، بلکه این کشورهای میزبان آنها هستند که تاوانی سنگین و فراتر از توان خود را خواهند پرداخت. بنابر این اندکی عقلانیت سیاسی کافی است تا این کشورها ثابت کنند چنین خطایی را مرتکب نشده اند و تضمینهای لازم را به همسایه قدرتمند خود بدهند، در غیر این صورت رفتار و واکنش مقامهای کشورمان باید متناسب با این رفتار غیردوستانه و خارج از عرف حسن همجواری باشد و واکنشی متقابل و جدی به این مسأله نشان دهند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که آمریکایی ها از این مسأله استفاده ای دوگانه می کنند، یعنی هم بر روابط کشورهای منطقه با ما اثر می گذارند و هم از این ابزار استفاده تبلیغاتی و روانی می کنند.
این خبر در شرایطی توسط رسانه های غربی منتشر می شود که کشورهای منطقه پیشتر بارها اعلام کرده اند اجازه نخواهند داد از خاک آنها علیه ایران اقدامی صورت گیرد، ازسوی دیگر آمریکا در متزلزل ترین دوران سیاسی خود پس از جنگ جهانی دوم به سر می برد و همزمان چالش هسته ای میان این کشور و ایران رو به فزونی گذاشته و برای آن باید هزینه گزافی را بپردازند، بنابراین انتشار این گونه خبرها بیش از آنکه اهمیت نظامی و عملیاتی داشته باشد، کاربرد جنگ روانی دارد، با وجود این، چنین چیزی مانع از واکنش و برخورد قاطعانه و واکنش سریع و تند کشورمان نیست.
[ تگ ها : امنیت اجتماعی ، هویت ملی ]
+ نوشته شده در ساعت ٩:٤۱ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
گاهی اوقات تکرار بعضی کلمه ها معنای عمیق آن را در ذهن انسان از بین می برد یا به عبارتی باعث می شود از کنار بعضی مفاهیم عمیق، به راحتی بگذریم. «بسیج» یکی از همین
کلمه هاست. این کلمه دارای مفهوم ژرفی است که متأسفانه عدم توجه به آن و گاه نگاه شعاری و تبلیغی به این مفهوم، ارزش واقعی آن را زیر غبار کم توجهی ما پنهان می کند.
«بسیج»، فراتر از یک واژه و در حقیقت یک فرهنگ است. فرهنگی که ریشه در اعماق اندیشه اسلامی و مکتبی ما دارد و در واقع بیمه کننده انقلاب اسلامی ما در برابر آفات داخلی و خارجی است. شفاف ترین و زیباترین نگاه به این مفهوم را در بیانات رهبر کبیر و بنیانگذار بزرگ انقلاب اسلامی می توان مشاهده کرد. حضرت امام خمینی(ره) درباره «بسیج» می فرمایند: « «بسیج» لشکر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند».
با نگاهی به این جمله تاریخی روشن می شود که یکی از مهمترین ارکان تشکیل دهنده ماهیت «بسیج»، عنصر اخلاص است. یعنی اساساً تفکر بسیجی بدون وجود اخلاص، شکل نمی گیرد و معنا پیدا نمی کند. همین عنصر اخلاص است که در جبهه های حق علیه باطل، حماسه ها می آفریند و داستانهایی را رقم می زند که گاه به افسانه پهلو می زنند و چنان در تاریخ بشریت، بی نظیرند که خود ما و دیگرانی که از بیرون مرزهای این سرزمین شاهد رخدادهای سالهای دفاع مقدس بوده اند، به سختی می توانند این واقعیتها را باور کنند.
در کلام حضرت امام(ره)، این اخلاص در برابر ذات اقدس خداوند قرار گرفته و این مفهوم را می رساند که بسیجی همه چیز خود را خالصانه و بدون چشمداشت، در میعادگاه محبوب بر کف نهاده و فقط به محبوب خویش و رضای او می اندیشد، نه چیز دیگری.
چنین انسانی به هیچ گونه منافعی نمی اندیشد و به همین دلیل است که هر گاه احساس کند حضور او در میدان لازم است و باید از وقت، سرمایه و حتی جان خویش مایه بگذارد، تردید نمی کند.
همین انسان است که در خط مقدم ایثار و حماسه قرار می گیرد و در لحظه جانفشانی برای محبوب و حتی سالها بعد از آن، در حالی که نیازهای روزمره زندگی بر او فشار آورده حاضر نمی شود بهایی برای خدمت به آیین و سرزمین خویش دریافت کند.
امروز و با گذشت نزدیک به دو دهه از پایان جنگ تحمیلی، هنوز یادگارهای آن دوران، دور و بر ما و در همین کوچه و بازار فراوانند. مردانی که برای رضای خالق خویش و برای پاسداری از دین و ملت و آب و خاک خود، به جبهه های نبرد رفتند و امروز نیز چیزی بیشتر از آن روز ندارند، غیر از سرمایه معنوی ای که کنار گذاشته اند.
امروز و در شرایطی که نسل جوان و نوجوان ما که شاهد روزهای دفاع مقدس نبوده اند، به تدریج به عرصه رسیده اند و می روند تا مقدرات فردای این مرز و بوم را در دست بگیرند، ضروت ترویج و نهادینه کردن فرهنگ بسیجی که بیشتر از هر چیزی مبتنی بر عنصر «اخلاص» است، بیش از پیش احساس می شود.
نسل امروز باید بدانند که در روزگاری نه چندان دور، بزرگمردانی بودند که به حفظ میهن و مذهبشان بیشتر از منافع مادی و دنیوی فکر می کردند. مردانی که همه چیز را برای خدا می خواستند نه برای خودشان و همچنان هم در میدان عمل به وظیفه حاضرند.
اگرچه عده ای هم با فاصله گرفتن از تفکر بسیجی، آن روزهای الهی را فراموش کرده و رنگ و طعم دنیا غافلشان کرده است اما تفکر بسیجی هنوز زنده است و نفس می کشد.
این تفکر، همان میراث ارجمندی است که باید ماندگار شود و به نسل امروز، فردا و فرداهای این سرزمین منتقل شود. اخلاص و تفکر بسیجی، عصاره هشت سال دفاع مردانه شیرمردان این سرزمین است که پای آن خونها ریخته شده و جانها تقدیم شده است.
پس بیاییم در این روزها با تأمل بیشتر و ژرف تر پیرامون فرهنگ بسیجی و فارغ از حرکتهای سطحی و شعاری، تلاش کنیم این فرهنگ ارزشمند را برای فرزندانمان ماندگار کنیم.
به راستی برای اولین گام از کجا باید شروع کرد؟
[ تگ ها : مقاله ، امنیت اجتماعی ، هویت ملی ، بسیج و نقش بسیج در جامعه ]
+ نوشته شده در ساعت ۱٢:٥٥ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
امنیت موجود در جامعه مرهون مجاهدت بسیجیان است.
بسیج سرمایه ملی و علاج دردهای کشور است و در دفاع، سازندگی و پیشرفت های علمی پیشرو است.
خودسازی سیاسی، علمی ومعنوی از تکالیف ونیازهای روز واساسی بسیجیان کشور است وبسیج نهاد مقدسی است که با درایت امام راحل (ره) تشکیل یافت و اگر این نهاد مقدس تشکیل نمیشد بقای نظام و انقلاب نیز با مشکل روبهرو میشد.
بسیج در شرایطی که دشمنان دست به دست هم داده و جنگ را بر کشور ما تحمیل کردند، به خوبی توانست نقش بیبدیل خود را ایفا کند و بعد از جنگ هم این بسیج است که انقلاب و نظام را در سایه ایثار و معنویت بیمه کرده است.
بسیج مهمترین نقطه قوت ایران در مقابله با دشمنان است
بسیج به عنوان نهادی مردمی در میان اقشار مختلف ریشه دارد و عرصه را بر دشمنان تنگ کرده است.
عزت و عظمت امروز ایران اسلامی ناشی از روحیه و تفکر بسیج است و افزایش بسیجیان در کشور نشان از علاقه مردم و تلاش آنان در راه اعتلای بیشتر این نهاد است. ایران اسلامی ملتی است که مردمش همواره اهل ایمان، جهاد و ایثار بودهاند و چنین کشوری در مقابل دشمنان همیشه عزتمند و با اقتدار است.
دشمنان ما از نظر تعداد و تجهیزات کم ندارند ولی تلاش بیش از 30 ساله آنان در راستای براندازی حکومت اسلامی همیشه ناموفق بوده است.
فلسفه وجودی بسیج تقویت حضور و مقاومت ملی و آگاهی ملت است . امروز دشمنان در مقابل این نیروی آماده و جوان ناکام ماندهاند.
تلاش دشمنان برای منحرف کردن جوانان در قالب تهاجم فرهنگی، ترویج فرهنگ بسیج و ایثار در جامعه را از مهمترین راهکارهای مبارزه با این ترفندها است تفکر بسیجی و حفظ ارزشهای اسلامی، ولایتمداری، صبر و پایمردی را موجب خنثی کردن توطئههای دشمنان است و ترویج تفکر بسیج و بسیجی در جامعه سبب حفظ امنیت جامعه و ناامیدی دشمنان میشود.
[ تگ ها : بسیج ، امنیت اجتماعی ]
+ نوشته شده در ساعت ٦:۳٦ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
امنیت اجتماعی
در میآن تعاریفمتعدد از مفهوم امنیت، وجوه مشترکی وجود دارد که میتوآن امنیت را چنین بیآن داشت:امنیت دارای شرایطی است که فرد در چا
رچوب آن مقآبل خطرات، تهدیدات و زیآنهای ناشی از زندگی اجتماعی، مورد حمآیت جمع ( جامعه) قرار میگیرد.زیرا امنیت یک نیاز بنیادی و پآیدار برای برآوردن دیگر نیازهای جمعی بوده و ادامه حیات سایر نیازها بستگی به وجود آن دارد.بشر به دلیل اقتضای خلقت، اجتماعی آفریده شده و همیشه نیازمند ارتباط با دیگرآن است.آدمیدر طول زندگی و خلقت خود بر روی زمینن با جنبههای پر فراز و نشیبی از زندگی برای به دست آوردن و تامین آرامش، آسایش اقتصادی وایمن بودن در برآبر تهدیدات گوناگون توآنسته است با آندیشه و آبتکارو خلاقیت خود بر آن مشکلات فائق آید.تدوین و تهیه قوآنین و مقررات اجتماعی و چارچوبهای آنضباطی موجب شددر نهآیت موضوعی بنام حکومت طراحی وایجاد شود واین خود موجب شد به عنوآن مهمترین آبزار و وسایلی برای تامین یازهای امنیتی به جامعه بشری آبلاغ و معرفی شود. این مجموعه آبتکارها و خلاقیتها در نهآیت منجر بهایجاد امنیت و گسترش چتر حمآیتی برای فرد و جامعه شده تا بتوآنند زیراین چتر به بقا و زندگی خود ادامه دهند. .متفکرین جامعه شناسی و علوم اجتماعی معتقدند در صورت عدم چنین وضعیتی جامعه به سوی بی قآنونی و عدم تعادل در شرایط اجتماعی هدآیت میشود که موجب بروز احساس عدم امنیت در بین اقشار مختلف جامعه میشود.
احساس عدم امنیت اجتماعی
در نبود آنچه که در جامعه " امنیت " گفته میشود، ترس و وحشت، بی اعتمادی و سردرگمیحاکم شده و فرد، فرد جامعه نگرآن از چگونگی سرنوشت و جایگاه خود دراین شرایط، تنها به نجات خویش میپردازد و فارغ از هرچه بر سر جمع میگذرد، در صدد یافتن راه حلی برای فرار خود از مهلکه میافتد واین تنها به بهای نادیده گرفتن حق و حقوق افراد جامعه بر اولویت خواستههای فردی خود تاکید میکند.تضارب و تقآبل خواستههای فردی موجود در جامعهای که دستخوش بی قآنونی است میتوآند متفاوت و متعدد باشد، استقامت و استواری چارچوبها ی اجتماعی را درهم کوبیده و به نآهنجاریهایی میدآن میدهد که به تشدید ناامنی و تقویت تفکر " هر کس برای خود" و " همه برای من" میآنجآمد.
بنآبراین در سآیه عدم امنیت اجتماعی، رضآیت مندی از زندگی و شرایط اجتماعی کاهش یافته و یاس و آنفعال، افسردگی فردی و اجتماعی جایگزین شآدآبی، تحرک و نشاط میشود.در چنین شرایطی است که فرد به خاطر حفاطت از خود در برآبر تهدیدات گوناگون بر گرفته از اجتماع در غیآب قآنون و مقرراتی که ضامن ادامه حیات جمعی و اجتماعی است.
جایگاه امنیت در جامعه
یکی از با اهمیت ترین وجوه زندگی وجود " امنیت" میباشد.مقوله امنیت در زندگی جمعی تا حدی است که گروهی از متفکرآن اجتماعی در تعاریف خود کلمه " امنیت " را مترادف با مفهوم "سلامتی" به کار میگیرند، و وجود آن را ضامن بقا و پآیداری جامعه سالم میدآنند.البته براین نکته میتوآن تاکید نمود که " احساس امنیت " همواره رآبطه مستقیم با امنیت واقعی نداشته و وجود و عدموجود امنیت و احساس آن لزوما " به معنی بهرهمندی یا محرومیت از واقعیت امنیت نیست.در جوامعی که وجود امنیت موجب میشود تا تعاملات اجتماعی در یک مسیر واقعی قرار گیرد، احساس عدم امنیت چه از لحاظ بودن یا نبودن واقعی آن میتوآند تحرکات و جریآنهای اجتماعی را دچار اختلال کند.واین اختلالات خود سر منشاء باس و آنفعال اجتماعی میشود.
رشد نآهنجاری اجتماعی
در جوامعی که اهداف و برنامههای مشترک تعریف درست و منطقی ارائه نشده و یا تعریف ارائه شده تحمیلی بوده و گوناگونی خواستهها طبعاً راههای متفاوتی برای رسیدن به مقصود و اهداف افراد فراهم میکند، جامعه تبدیل به میدآن رقآبتی شده که قواعد و مقررات آن توسط اراده و میزآن توآناییهای گروه و دسته پیروز تعیین میشود.
بهر حال در نبود قواعد و قوآنین مورد قبول کلیه افراد جامعه، آنچه بیش از هر عامل تعیین کننده اجتماعی نمایآن میشود، وجود بیراههها و میآن برهایی است که راه را برای رسیدن به خواستهها ی افراد تسهیل و تسریع میکند.در چنین وضعیتی که اهداف ( فردی) وسیله و آبزاری برای توجیه میشود مبحث" اخلاق جمعی" که از تبعات و موضوعات بسیار مهم احترام به قآنون است، و هر خصیصه ی منفی شخصیتی که فرد را آسآن تر و سریع تر به مقصد میرسآند، به نردبآنی تبدیل میشود که راه صعود به قله ی خواستهها را برای او هموار میکند. این موضوع موجب بروز نآهنجاری اجتماعی و افسردگی و آنفعال در زندگی جمعی میشود
بنآبراین نتیجه میگیریم عدم امنیت اجتماعی، عدم امنیت و اعتماد به احزآب سیاسی، رشد روزافزون نآهنجاریها، فقدآن علم به حقوق شهروندی و زندگی اجتماعی، فقدآن شناخت کامل از عملکرد جنبشها و آنجمنها و بی هویتی اجتماعی در بین افراد وفقر اقتصادی و اجتماعی، عدم بینش کافی به مسائل و مشکلات اجتماعی و هزارآن مورد دیگر میتوآند به ناسبامآنی و یاس و آنفعال جامعه کمک کند.یاس و آنفعال اجتماعی موجب رکود و نخوت در جامعه و تحرکات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میشود.بآید مسوولآن و دست آندرکارآنجامعه سعی کنند تا با یک برنامهریزی دقیق و منطبق با جامعه نسبت به جلب اعتماد و اطمینآن افراد نسبت به مسائل گوناگون اجتماعی بیافزایند، تا بتوآنند از رکود و آنفعال جامعه جلوگیری کنند.
منبع: روزنامه رسالت
[ تگ ها : امنیت اجتماعی ، اخبار و اطلاعات ]
+ نوشته شده در ساعت ۳:٠٢ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
ایسکانیوز: در هر حکومتی، نهادها و سازمانهایی وجود دارد که توقعات و انتظارات از آن نهادها، ارتباط مستقیم با تعریف جایگاه و اهداف تاسیس آنها دارد.
براین اساس، هر نوع قضاوت یا انتظار و توقع دربارة یک نهاد، اگر حکیمانه، منصفانه، قانونی و معقول باشد، بیتردید با جایگاه و اهداف تشکیل نهاد مذکور ارتباط منطقی و صحیح خواهد داشت.
به عنوان مثال، اگر دستگاه قانونگذاری را در نظر بگیریم، چنانچه بخواهیم قضاوت و توقعمان از آن، منطقی و درست باشد، باید جایگاه و هدف از تشکیل آن را درست تبیین نماییم. در این صورت، اگر در موردی، آن «قضاوت و توقع» فرضاً با خواستهها و تمایلات فکری و سیاسی ما نیز همگون نبود، عقل، انصاف و ایمان دینی ما حکم میکند تمایلات و گرایشات خویش را کنار نهاده و قضاوتمان را تصحیح و تعدیل کنیم.
در این زمینه، حتی حس وطندوستی و عِرق ملی نیز ما را به همین سو رهنمون میسازد. در مواردی که نهاد مورد نظر با مقولاتی همچون منافع و امنیت ملی ارتباط پیدا کند، به طریق اولی باید نگاه، قضاوت و انتظار ما از آن نهاد از اهمیت ویژهای برخوردار گردد؛ و با نوعی تکریم، خشوع، محبت، قدرشناسی و تعصب مثبت و سازنده نسبت به آن همراه باشد.
آنچه این نوشتار بدان عنایت دارد، جایگاه و شان سازمان بسیج در جمهوری اسلامی ایران به طور عام، و نقش آن در حوادث پس از دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری به گونة خاص است.
***نگاهها و قضاوتها نسبت به بسیج در حوادث پس از انتخابات
اگر از مقدمات خودکاسته و روشنتر بر سر موضوع اصلی نوشتار برویم، باید اذعان کنیم در حوادث پس از انتخابات، ویژگیهای «نگاه ملی» به بسیج از سوی عدهای خاص مورد خدشه قرار گرفت و از حریم ایمان، منطق، انصاف، حکمت، فراجناحی بودن و فرزانگی و حتی حس وطندوستی بیرون رفت.
[ تگ ها : بسیج ، امنیت اجتماعی ]
+ نوشته شده در ساعت ٢:٢٧ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
اشاره: نظام مقدس جمهوری اسلامی به لحاظ استکبار ستیزی بیش از 30 سال است که از جانب استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا در زمینههای متعدد که بارزترین آن، زمینه های نظامی است مورد تهدید واقع می شود
.
در این نوشتار سعی شده است زمینه های بازدارندگی، تهدیدات و سپس نقش بسیج در مقابله با این تهدیدات و بازدارندگی دشمنان از عمل به این تهدیدات، تبیین شود.
بازدارندگی
«اتخاذ تدابیر گوناگون و اقدام معمول از سوی یک دولت یا گروهی از دولتها برای مأیوس کردن دولت یا دولت های دیگر از پیگیری سیاست های تهدید آمیز یا انجام اقدام اساسی برای بازداشتن یک دولت از اقدام تجاوزکارانه و یا استراتژی جنگ محدود در صورت وقوع و یا تدابیری که با استفاده از وسایل روانی به جای ابزار فیزیکی از بروز جنگ یا تهدید ممانعت کند، توانایی های بازدارندگی و دفاعی را تقویت می کند و توانایی های دفاعی نیز به نوبه خود به بازدارندگی نیرو میبخشد.»(1)
اعمال بازدارندگی (پیش از مطرح شدن نظریه های مربوط به آن) قدمتی به اندازه جنگ دارد. در اواخر قرن 19 تا دهه 1930 دولتها اهتمام فراوانی به تأثیرگذاری بر رفتار متجاوزان احتمالی به واسطه ترسیم چشم انداز مجازات و تنبیه داشتند. در واقع بازدارندگی، دشمن را از نظر فیزیکی دفع نمی کند بلکه به لحاظ روانی از تجاوز او ممانعت می کند.
بازدارندگی به عنوان عنصری از دیپلماسی یا راهبرد ملی، مفهوم نوظهوری نیست، بلکه روش های قدیمی و عادی است که از آغاز تمدن بشری تا کنون افراد، گروه ها و دولتها آن را اجرا کرده اند. از زمانی که سلاح های هسته ای گسترش یافته و قدرت های بزرگ بعد از جنگ جهانی دوم به این سلاح دست پیدا کرده اند، این واژه نه تنها قوت بیشتری به خود گرفته، بلکه دارای اشاره ضمنی مشخصی نیز شده است.
«به عبارت دیگر، بازدارندگی عبارت است از تأمین توانمندی های لازم در کشور بازدارنده با این هدف که کشور مزبور بتواند به منظور متقاعد ساختن طرف مقابل با مجبور کردن آن به چشم پوشی از رفتاری معین یا وادار نمودن دشمن به صرف نظر از اهدافی که تعقیب می کند، تصمیم های لازم را اتخاذ نماید. بازدارندگی به معنای بکارگیری و استفاده از نیروهای مسلح نیست، بلکه به معنای عدم استفاده از نیروی نظامی است؛ طرف های وارد در منازعه با بررسی بسیار دقیق، دستاوردها و خسارتهای ناشی از جنگ را ارزیابی می نمایند و چنانچه برای آنها ثابت شود که خسارت های حاصل از یک جنگ بسیار بیشتر از دستاوردهای مثبت آن است، به طور قطع از توسل به جنگ خودداری خواهند کرد. بنابراین بازدارندگی یک راهبرد جنگ نیست بلکه به عقیدهی بسیاری از صاحب نظران، نوعی راهبرد برای حفظ وضع موجود و در نهایت دستیابی به صلح و استقرار آن است» (2)
"إن اللّه یحب الّذین یُقاتِلونَ فی سَبیله صَفاً کأنَّهم بُنیان مَرصوص " ـ
سوره صف آیه 4
"خداوند مؤمنانی را که مانند سد آهنین (همدست و پایدار) می جنگند، بسیار دوست می دارد."
[ تگ ها : بسیج ، امنیت اجتماعی ]
+ نوشته شده در ساعت ۳:۱۱ ب.ظ توسط رسول گلی زاده
نویسنده: احمد رمضانی
چکیده: در کشوری مانند ایران که از اقوام و فرهنگهای گوناگون تشکیل یافته است، یکی از مباحث همیشگی بحث قوم و قومیت است اهمیت این مباحث در آن است که به خاطر عدم شناخت علمی و آکادمیک و فقدان کار مستدل علمی
در این زمینه این مفهوم همواره با نگاهی امنیتی و سیاسی آغشته بوده است. مفاهیم "قوم"، "قوم گرایی"،"قومیت" و غیره همواره به عنوان مفاهیمی تفرقه افکنانه، نافی تمامیت ارضی، مخدوش کننده امنیت ملی و غیره مطرح شده اند دلیل این شائبه نیز به خاطر استفاده از این مفاهیم در محیطهای متشنج و آکنده از سوظنهای تحولات و تشنجات سیاسی بوده است، وقتی صحبت از قومیت می شود ناخود آگاه اذهان را به سمت درگیری بین اقوام و تجزیه طلبی و خود مختاری سوق می دهد و به نظر من این مساله ریشه در شخصیت مردم ایران دارد که همه چیز را به دید سوظن و توطئه می نگرند و این که هنوز نفهمیده اند که می توان در عین متفاوت بودن با هم بود نکته دیگری که در آغاز این نوشتار میتوان به آن اشاره داشت این مساله است که سیاست حاکم بر بحثهایی از این قسم اصولا تکثر فرهنگی را به عنوان یکی از شاخصهای توسعه فرهنگی قبول ندارد و درمقابل از سیاست "همسانی فرهنگی" پیروی می کند به این معنی که از هر پدیده ای معتقد به یک نمونه آرمانی و یک مثل اعلاست که بقیه چونان زائده ای به آن چسبیده اند و مانع از کارکرد صحیح آن هستند به عنوان مثال تمام زبان های موجود در ایران را شعب مختلف زبان فارسی می دانند و معتقدند که جانمایه تمام زبان ها فارسی است در حقیقت در مباحث فرهنگی به طور کلی دچار نوعی تمرکز گرایی و پایتخت مداری شدهایم.
[ تگ ها : مقاله ، امنیت اجتماعی ]
+ نوشته شده در ساعت ٩:٤٩ ق.ظ توسط رسول گلی زاده
توسط سعید فارسی
بلک متال، دِد متال، مریلین منسون، کلیسای شیطان، satanic bible، آنتون لاوی و کلماتی از این دست شاید بارها به گوش شما خورده باشد؛ یا افرادی را که کم هم نیستند، دیده باشید که خود را طرفدار این نامها میدانند، موسیقیهای عجیب و غریب منسوب به این اسامی را گوش میکنند، گاهی لباسهای عجیب و غریب میپوشند و به قول خودشان «تریپ خفن میزنند» یا با علامتهای خاصی که بر دیوارهای شهر از بزرگراهها گرفته تا خیابانهای فرعی و کوچه پس کوچههای محلههای مختلف با خطهای کج و معوج ترسیم شده است مثل 666، علامت ستاره 5 پر (پنتاگرام)، صلیب شکسته و صلیب وارونه برخورد کرده باشید. از اینها گذشته حتما زیاد شنیده اید که در فلان کشور اروپایی یا امریکا یک عده شیطانپرست در یک حرکت جمعی آدمی را تکهتکه کرده و خوردند یا به کودک خردسالی تجاوز کردند و سپس او را کشتند. اخیرا در کشور ما نیز هر از گاهی اخباری از فعالیت رو به گسترش شیطانپرستان و دستگیری برخی از آنها توسط پلیس به گوش میخورد.
حرکتهای اجتماعی بیتل در دهه 60، هیپی در دهه 70، پانک در دهه 80، رپ، متالیکا، هوی متال و یکی دو خرده جریان دیگر در دهه 90 میلادی یک سری حرکتهای هدایت شده از سوی دستگاههای قدرت غربی هستند که بر پایه موسیقی برای جذب، کنترل و هدایت لایههای پایین جوانان (در بدو امر غربی و به دنبال آنان سایر کشورهای جهان) با اهداف اقتصادی، فرهنگی و امنیتی شکل گرفتهاند. دنیای غرب تا کنون 2 مرحله مدرنیته و پست مدرنیته را از سر گذرانده و در حال ورود به مرحله ترانس مدرنیته است. در عصر مدرن نگاهها از آسمان به سوی زمین چرخید و انسانمحوری جای کلیسا محوری را گرفت. در دوره پستمدرن خود (نفس) محوری جای انسانمحوری را گرفت و در دوره معاصر (ترانس مدرن) بشر غرب در سیر قهقرائی تمدن خود به پایینترین مراتب یعنی شیطانمحوری سقوط کرد. بر این اساس جریانی هم که برای دهه نخست قرن 21 طراحی و تکثیر شده است جریان Satanism، شیطانگرایی (شیطانپرستی) است.
[ تگ ها : مقاله ، امنیت و انحرافات ، امنیت اجتماعی ]
+ نوشته شده در ساعت ٧:۳٠ ق.ظ توسط رسول گلی زاده
امنیت و ضد امنیت در داد و ستدهای الکترونیک
پرشین هک-نا گفته نماند که ...
بمباران اخبار، اطلاعیه ها و هشدارهای پی در پی در خصوص مشکلات امنیتی موجود در بانکداری و تجارت آنلاین، رسانه های گروهی جهان و مخاطبان آن ها را بیش از خود تهدیدهای امنیتی با سردرگمی مواجه کرده است! به نظر می رسد جنگ بین امنیت و ضد امنیت پایانی نخواهد داشت و کاربران نگون بخت خدمات اینترنتی، تنها قربانیان این نبرد محسوب می شوند؛ درست به این دلیل که هم مجرمان اینترنتی تا حد زیادی به اهداف خود می رسند و هم شرکت های امنیتی، روز به روز بر تجارت و فروش نرم افزارهای امنیتی خود می افزایند. شرکت های ارائه دهنده خدمات آنلاین نیز آنقدر نقدینگی دارند که حتی ضررهای هنگفت در نظر ما، برای آن ها کاملاً قابل اغماض باشد.
البته برخلاف بزرگنمایی های رسانه ای و تحلیل های غیرواقعی بسیاری از کارشناسان، تهدیدهای امنیتی معاملات الکترونیک به هیچ وجه فلج کننده و غیرقابل کنترل نیستند؛ چرا که حتی در بدبینانه ترین بررسی ها، از ابتدای تولد جرایم سایبر، مجموع درآمد سالانه مجرمان اینترنتی از چندین میلیون دلار فراتر نرفته است، که این مبلغ و حتی چند برابر آن نیز، در مقایسه با گردش جهانی پول کاملاً ناچیز است. به هر ترتیب اغراق و بزرگنمایی مشکلات امنیتی موجود، بی انصافی ست. نباید این گونه فکر کرد که تک تک اعمال، رفتار و فعالیت های ما در اینترنت تحت کنترل تبه کاران و ابزار مخرب آن ها قرار دارد. علاوه بر این، ابزار و نرم افزارهای امنیتی هم چندان بی کفایت نیستند و قادر به کنترل و انسداد درصد بسیار بالایی از کدهای مخرب و نفوذهای غیرقانونی می باشند و درست به همین دلیل تنها درصد محدودی از اقدامات خرابکارانه با هدف سرقت مستقیم یا غیرمستقیم پول به ثمر می نشینند و اغلب آنها به نحوی خنثی شده و ماهیت مجرمانه خود را از دست می دهند.
[ تگ ها : امنیت اجتماعی ]
+ نوشته شده در ساعت ۱۱:٠۸ ق.ظ توسط رسول گلی زاده
گردآوری و تحقیق: مریم سعادتی
شیطـانپرستـی به چه معنـاست؟
شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قویتر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خدا است. در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده میشود را قانونمند میکند. در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده میشود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.
به طور کلی دو تعریف برای گروههای شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛
تعریف اول: هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد میکنند و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان مینامند.
تعریف دوم: گروههایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار میگیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروهها را شیطان پرست مینامند.
[ تگ ها : مقاله ، امنیت و انحرافات ، امنیت اجتماعی ]
+ نوشته شده در ساعت ٩:٥۱ ق.ظ توسط رسول گلی زاده
تعریف امنیت در قانون به معنی نبود تهدید است. در گذشته های دور امنیت فقط به معنی نبود تهدید نظامی تلقی می شد. ولی امروز مؤلفه های امنیت زیاد شده و تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتمائی و اقتصادی را شامل می شود و یا به عباره دیگر، توان یک ملت یا یک فرد در حفظ ارزش های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی را امنیت می گویند.
ثبات اداری یک کشور مردم را به داشتن امنیت و نظم امیدوار می سازد و اجرای عادلانه قوانین مؤثر ترین گام در راستای ایجاد امنیت و القای آن به فرد فرد، مردم خواهد بود. نا گفته نباید گذاشت که امنیت یک پروژه مورد هدف نی بلکه زمینه ساز برای اهداف دیگر یک کشور است که این اهداف تطبیق قانون، تامین عدالت، رشد تعلیم و تربیه، رشد اقتصاد را دربر میگیرد.
انواع و اقسام امنیت در یک کشور:
· امنیت سیاسی:- امنیت میهن، بشر، بین المللی، ملی و عامه (50%)
· امنیت فزیکی:- امنیت میدان هوائی، بنادر، راه های مواصلاتی، منازل، فروشگاه ها، زیربنا ها، غذا وغیره (30%)
· امنیت اقتصادی:- امنیت مالی و پولی، بانک های دولتی، بانک های خصوصی و شرکت های خصوصی (20%)
· امنیت تکنالوژی معلوماتی:- امنیت برنامه ها، شبکه ها، اسناد محرم، ارتباط محرم وغیره (10%)
مسئولین تامین امنیت:
قوای امنیتی (پولیس ملی، اردوی ملی و امنیت ملی) مسئولین تامین امنیت در افغانستان اند که بنام قوای مسلح نیز یاد میشوند. عناصر و یا اساسات عمده انکشاف قوای مسلح یک کشور عبارت اند از تعلیم و تربیه، تجهیزات مدرن و اطاعت از قانون است.
اولویت ها در افغانستان:
قسمیکه به همه هویدا است که مشکلات امنیتی اکثراً از مرزهای افغانستان سرچشمه میگیرد پس در اولویت اول سهم وزارت امور سرحدات، اقوام و قبایل جمهوری اسلامی افغانستان در راستای تامین امنیت، مبارزه با جرایم جنائی و مبارزه با تروریزم مهمترین عنصر شمرده میشود که میتوان با تشریک مساعی این وزارت مرزها و سرحدات این کشور را مصئون بسازیم و بعداً میدان های هوائی ملی و بین المللی.
در اولویت دوم مصئون سازی دروازه های دخولی و خروجی ولایات کشور مهمترین موضوع شمرده میشود که از جمله ولایت کابل، ننگرهار، کندهار، مزارشریف و هرات در فیز / سایکل / مرحله اول قرار دارد زیرا ولایات متذکره یکی از پرجمعیت ترین ولایات کشور بشمار میرود.
در اولویت سوم محو کشت کوکنار قرار دارد که در مرحله نخست آن یک مقدار پول به دهقانان تخصیص داده شود و در مراحل بعدی البته به تدریج کشت کوکنار بکلی محو گردیده و تمامی ولایات از این بته پاکسازی گردد. نا گفته نباید گذاشت که سهم وزارت مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی افغانستان در عرصه پاکسازی ولایات از کشت کوکنار یک شرط لازم و ضروری میباشد و ما خواهان کمک از وزارت امور داخله هم در عرصه نابود این بته سیاه خواهیم شد.
در اولویت چهارم مصئون سازی و حفظ ارتباطات محرم کشور در مقابل اشخاص نا محرم و یا غیر مسئول قرار دارد که افراد کتگوری سوم قادر به دسترسی اسناد و معلومات محرم نگردند. این ارتباطات محرم شامل ارتباطات مخابروی و تیلفونی هم خواهد بود که در این عرصه از وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی و شرکت های خصوصی مخابراتی طالب همکاری خواهیم شد زیرا مهمترین عنصر و یا به عباره دیگر ستون فقرات قوای امنیتی ارتباطات ایشان است.
در اولویت پنجم مصئون سازی شبکه های کمپیوتری قرار دارد زیرا به همه نمایان است که افغانستان بسوی کمپیوترایزیشن رشد مینماید و اسناد مهم، اساس و یا محرم این کشور اکثراً ثبت کمپیوتر ها و سیستم های کمپیوتری خواهد گردید.
باید تذکر داد که تمامی اولویت ها دارای فیز / سایکل / مرحله های مختلفی خواهد بود که نیازمند به پلان و ستراتیژی های مخصوص است تا به عملی سازی این اولویت ها اقدام صورت گیرد و همکاری کشور های خارجی هم در راستای عملی سازی این اولویت ها موقتاً لازم و ضروری است.
امیدکامجو
[ تگ ها : امنیت اجتماعی ]
+ نوشته شده در ساعت ٢:٤۸ ب.ظ توسط رسول گلی زاده






